به گزارش ایلنا، این نشست علمی با حضور جمعی از اساتید، پژوهشگران، صاحبنظران و طلاب علوم دینی با هدف واکاوی ابعاد تمدنی، معرفتی و مدیریتی علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی (متوفای ۹۸۱ ق) و تبیین دستاوردهای این مکتب برای نظام تصمیمگیری معاصر برپا شد.
در این نشست تخصصی، حسن عبدیپور (دبیر علمی دبیرخانه بینالمللی علامه بهابادی یزدی، رئیس هیئترئیسه مؤسسه احیای میراث تمدن اسلامی و استاد تاریخ و تمدن) به تبیین جامع منظومه فکری و کارنامه عملی علامه ملاعبدالله یزدی و جایگاه حکیمان ایران در ساختار تدبیر مدینه پرداخت.
۱. مبانی نظری «سیاستِ حکمت»: عقلانیت برهانی در برابر قدرتمحوری
عبدیپور با تبیین ماهیت «سیاستِ حکمت» اظهار داشت: «سیاستِ حکمت» نام منظومهای اصیل در سنت فکری و تمدنی ایران اسلامی است که در آن، تدبیر مدینه و ساماندهی امور عامه بر سه پایه بنیادین «عقلانیت برهانی»، «انضباط منطقی» و «اصول شریعت» استوار میگردد. برخلاف رویکردهای قدرتمحور یا خطابی که سیاست را صرفاً کنشی مبتنی بر غلبه زور، حدس، فریب یا منافع آنی طبقات حاکم قلمداد میکنند، در سیاستِ حکمت، حکمرانی یک صناعت دقیق عقلی و امانتی الهی است که سلامت، مشروعیت و بقای آن در گرو مصونیت ذهن تصمیمگیران از خطاهای ادراکی، مغالطات فکری و اغراض نفسانی است.
وی با اشاره به جایگاه علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی (متوفای ۹۸۱ ق) به عنوان نماینده تامعیار این منظومه فکری، تأکید کرد: کارنامه این فقیه و حکیم نامدار سده دهم هجری نشان داد که حکمت اسلامی صرفاً دانشی محبوس در انتزاعات فلسفی نیست، بلکه ظرفیت هدایت عینی جامعه و حل بحرانهای کلان در دوران گذار تمدنی را داراست.
۲. کالبدشکافی زیستبوم سده دهم هجری و پاسخ تاریخی ملاعبدالله
رئیس هیئترئیسه مؤسسه احیای میراث تمدن اسلامی با تشریح زمینه تاریخی و ژئوپلیتیک عصر ملاعبدالله گفت: سده دهم هجری مقطعی سرنوشتساز و پرالتهاب در تاریخ منطقه بود؛ از یک سو دولت صفوی در دوران گذار از یک تشکیلات طریقتمحور و صوفیانه به یک نظام سیاسی مستقر و نهادمند به سر میبرد و نیازمند نظام اداری منضبط، ساختار حقوقی مدون و مشروعیت تئوریک بود؛ از سوی دیگر، عتبات عالیات بهویژه نجف اشرف در کانون اصطکاک نظامی، مذهبی و سیاسی میان صفویه و امپراتوری عثمانی قرار داشت.
وی افزود: اداره نجف در چنان جغرافیای شکنندهای با تنگنظری یا تعصبات قشری ناممکن بود. در این وضعیت، حضور شخصیتی جامع چون ملاعبدالله یزدی که همزمان به دستگاه برهان عقلی، فقاهت جامع و مشی انسجامگرایانه مجهز بود، پاسخی تاریخی و کارآمد به بحران مشروعیت و مدیریت در جهان اسلام به شمار میرفت.
۳. چهار رکن عملیاتی در کارنامه مدیریتی ملاعبدالله
دبیر علمی دبیرخانه بینالمللی علامه بهابادی با تبیین شیوه مواجهه عینی ملاعبدالله با چالشهای اجتماعی و نهادی، ارکان حکمرانی حکیمانه او را در چهار محور تشریح کرد: انسجامگرایی اجتماعی و دیپلماسی مدارا: ملاعبدالله در دوره تولیت و تمشیت امور عتبه علویه، سیاست خود را بر محور «کرامت انسانی» و «گفتوگوی عقلانی» تعریف کرد. او با پرهیز از دوقطبیسازیهای مذهبی، امنیت زائران و استقلال حریم دینی را حفظ نمود و مانع از تبدیل بارگاه امام علی (ع) به میدان تصفیهحسابهای مذهبی و منطقهای میان دو امپراتوری وقت شد.
استقلال نهادی و معماری اقتصاد وقف: وی با تنسیق علمی و حقوقی موقوفات علوی و تفکیک منابع نقدینگی جاری از داراییهای غیرمنقول، زیرساخت پایداری برای اقتصاد عامالمنفعه بنا نهاد. این تدبیر هوشمندانه سبب شد حوزه نجف و نهادهای عامالمنفعه به شبکهای خودکفا و خودگردان بدل شده و در برابر نوسانات اقتصادی و مالیاتهای حکومتی مصون بمانند.
تفکیک قضاوت و نظارت از تصدیگری مالی: ملاعبدالله با ایجاد ساختار حسابرسی دقیق و تفکیک جایگاه داوری شرعی و قضاوت از دخل و تصرفات مالی و اجرایی، زمینه هرگونه تعارض منافع را مسدود ساخت. این پایبندی بیطرفانه، اعتماد و سرمایه اجتماعی گستردهای برای مرجعیت دینی نزد شیعیان و اهلسنت پدید آورد.
اصلاح نظام معرفتی و پروژه «اقتصاد آموزش»: شاهکار علمی ملاعبدالله، یعنی تألیف کتاب «الحاشیه علی تهذیب المنطق»، صرفاً یک دستاورد آموزشی نبود، بلکه پروژهای تمدنی و پاسخی به نیاز کادرسازی کارآمد بود. او توانست فرآیند طولانی و فرسایشی آموزش تفکر برهانی را برای نسل طلاب و کارگزاران کوتاه کند و ساختارهای اداری، قضایی و تقنینی جامعه اسلامی را در سریعترین زمان ممکن به نیروهایی مجهز به منطق تحلیلی مجهز سازد.
۴. کاربست منطق به مثابه «آلت قانونیه» در نظام تصمیمسازی
عبدیپور در بخش دیگری از سخنان خود به نوآوریهای منطقی و کلامی مکتب ملاعبدالله اشاره کرد و گفت: منطق در این الگو صرفاً ابزار مجادلات درسی نیست؛ بلکه «آلت قانونیه» و ابزار زیربنایی حکمرانی برای مصونسازی حاکمان و سیاستگذاران از خطاهای مهلک در صورت و ماده اندیشه است.
وی افزود: «در سیاستِ حکمت، به کارگیری مبحث صناعات خمس مانع از ورود سفسطه، تبلیغات واهی و تصمیمات عاطفی به فرآیند قانونگذاری میشود؛ چراکه تصمیمسازی برای سرنوشت مردم باید بر پایه مبادی یقینی و برهانی استوار گردد. همچنین تنقیح الفاظ و شناسایی شرایط تناقض در منطق، مدیران را در تدوین لوایح از آشفتگی، ابهام و تقنین احکام متعارض نجات میدهد. افزون بر این، با حاکمیت نگاه توحیدی، سیاست از مدار “کسب قدرت برای قدرت” به مدار “هدایتمحوری و گرهگشایی از خلق” تغییر جهت میدهد.»
۵. راهکارهای راهبردی مکتب ملاعبدالله برای حکمرانی نوین اسلامی
استاد تاریخ و تمدن، تجربه ملاعبدالله بهابادی را یک الگوی عینی و آزموده خواند و راهبردهای محوری این مکتب برای ساماندهی ساختارهای اداری و تمدنی معاصر را چنین برشمرد:
۱. انضباطبخشی به نظام تقنین: تنقیح مفهومی لوایح و بررسی برهانی سیاستها با ابزارهای فلسفی و منطقی به منظور رفع تورم قوانین و پیشگیری از تصویب مصوبات ناسازگار و متناقض.
۲. احیای اقتصاد وقف و نهادهای عامالمنفعه: رهایی از ساختارهای دولتزده نفتی و حرکت به سوی پایداری مالی نهادهای عمومی از طریق شبکهسازی اقتصادی خیرین و موقوفات مردمی.
۳. دیپلماسی عقلانی و مدارامحور: استفاده از زبان خرد، حکمت و احترام متقابل برای ایجاد همگرایی در جهان اسلام و مدیریت بحرانهای بینالمللی.
۴. پیوند نخبگان علوم عقلی و فقهی با ساختارهای اجرایی: خروج اندیشمندان حکمت و فقه از حاشیه نظریهپردازی صرف و ورود فعالانه آنان به حوزه ارزیابی خطمشیها، طراحی ساختارها و نظارت بر سلامت رویهها.
در پایان این نشست علمی، گزارشی از اقدامات دبیرخانه بینالمللی علامه بهابادی یزدی در راستای احیا، تصحیح و نشر آثار این متفکر بزرگ ارائه شد و اساتید و طلاب حاضر در جلسه به طرح پرسشها و دیدگاههای خود پیرامون بازتولید مؤلفههای حکمرانی حکیمانه در ساختارهای معاصر پرداختند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: