هادی صمدیه، درباره اینکه چرا برخی دانشجویان با وجود ساعتها مطالعه احساس میکنند مطلبی یاد نگرفتهاند، اظهار کرد: مطالعه کردن را نمیتوان هممعنای یادگیری دانست؛ ممکن است فرد چندین ساعت پشت میز بنشیند، کتاب بخواند، زیر مطالب خط بکشد و چند بار نیز آنها را مرور کند، اما این موارد الزاماً به معنای یادگیری ماندگار و عمیق نیست. یادگیری زمانی اتفاق میافتد که دانشجو هنگام مواجهه با اطلاعات جدید بتواند آنها را بهدرستی پردازش و در ذهن خود طبقهبندی کند، با اطلاعاتی که از قبل درباره آن موضوع دارد ارتباط دهد و در نهایت بتواند اطلاعات را از حافظه بازیابی و در موقعیتهای جدید از آن استفاده کند؛ بنابراین نقش حافظه در کنار مدت زمان مطالعه اهمیت زیادی دارد.
وی افزود: بخشی از مطالعه ممکن است کاملاً منفعلانه باشد؛ یعنی چشم فرد از روی کلمات عبور کند، اما ذهن او درگیر معنای کلمات، ارتباط میان مفاهیم و کاربرد آنها نباشد. خستگی ذهنی یا خستگی شناختی نیز از عوامل مهمی است که میتواند کیفیت یادگیری را کاهش دهد. این مسئله بهویژه زمانی پررنگتر میشود که دانشجو یا دانشآموز بهطور مداوم در فضای مجازی حضور داشته باشد و ذهن او مرتب از موبایل به کتاب یا از یک فعالیت به فعالیت دیگر سوئیچ کند؛ چراکه مغز ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات دارد و مطالعه طولانیمدت بدون استراحت، بهخصوص هنگام مواجهه با مطالب سخت و جدید، میتواند کیفیت توجه و پردازش اطلاعات را کاهش دهد.
هیجانها و باورهای فرد نیز بر کیفیت یادگیری اثر میگذارند
این روانشناس با اشاره به نقش هیجانها در فرآیند یادگیری تصریح کرد: اینکه فرد هنگام مطالعه چه هیجانی را تجربه میکند نیز با کیفیت یادگیری ارتباط دارد. اینکه آیا با متن درگیر میشود، به چالش کشیده میشود یا در ذهنش ابهامی شکل میگیرد، میتواند در کیفیت یادگیری مؤثر باشد. حتی ابهام، سردرگمی و نوعی احساس «کنفیوژن» میتواند از هیجانهایی باشد که با یادگیری عمیق ارتباط دارد؛ بنابراین وضعیت هیجانی فرد میتواند بر کیفیت توجه، عملکرد حافظه و توانایی بازیابی و یادآوری اطلاعات اثر بگذارد.
صمدیه ادامه داد: از میان عوامل متعددی که میتوانند با یادگیری مرتبط باشند، نمیتوان صرفاً مطالعه کردن یا زیاد مطالعه کردن را معادل یادگیری دانست. اگر فرد احساس میکند مطلبی را بهخوبی یاد نگرفته است، لازم است عوامل دیگری مانند وضعیت خلقی، شرایط روانی، هیجانات، عملکرد شناختی و حتی وضعیت بدنی خود را نیز مورد توجه قرار دهد. گاهی ممکن است فرد از بسیاری از این جهات شرایط مناسبی داشته باشد، اما باور او نسبت به توانایی خودش برای یادگیری ضعیف باشد که در روانشناسی از آن با عنوان «باورهای خودکارآمدی» یاد میشود؛ بنابراین افکار و باورهای فرد درباره تواناییهایش نیز میتواند بر عملکرد او در فرآیند یادگیری اثرگذار باشد.
عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه بیرجند با اشاره به اهمیت «یادگیری با انجام دادن» یا Learning by Doing خاطرنشان کرد: یکی از روشهای اطمینان از یادگیری این است که فرد بتواند مطلب را به شکل ملموس و روان برای فرد دیگری توضیح دهد، برای آن مثال بیاورد یا آن را با مفاهیم مشابه مقایسه کند. این نوع ارزیابی به دانشجو کمک میکند میان احساس یادگیری و یادگیری واقعی تفاوت قائل شود.
وی درباره تأثیر اضطراب امتحان بر یادگیری اظهار کرد: باید میان اضطراب خفیف و اضطراب شدید تفاوت قائل شد. مقدار محدودی نگرانی درباره امتحان میتواند طبیعی و حتی مفید باشد و دانشجو را برای مطالعه بیشتر و آمادگی بهتر تشویق کند، اما زمانی که نگرانی شدید شود و ذهن فرد دائماً درگیر پرسشهایی مانند اینکه «اگر نتوانم پاسخ بدهم چه میشود؟»، «اگر نمره پایینی بگیرم چه؟» یا «اگر دیگران بهتر از من عمل کنند چه؟» باشد، ظرفیت محدودی که مغز برای توجه و پردازش اطلاعات دارد، به جای یادگیری صرف نگرانی میشود.
این استاد دانشگاه ادامه داد: ممکن است دانشجو مطالب را مطالعه کرده باشد، اما به دلیل اضطراب شدید نتواند اطلاعات را در زمان امتحان بهدرستی بازیابی کند. مقایسه اجتماعی نیز میتواند این وضعیت را تشدید کند؛ برای مثال، دانشجو ممکن است خود را با همکلاسیای مقایسه کند که روزانه هشت ساعت درس میخواند یا سریعتر مطالب را یاد میگیرد، در حالی که آنچه ما از عملکرد دیگران میبینیم لزوماً تمام واقعیت عملکرد آنها نیست. فرد معمولاً اضطراب، خستگی و نقاط ضعف خودش را میبیند، اما از دیگران بیشتر نتیجه یا ظاهر عملکردشان را مشاهده میکند.
صمدیه با اشاره به تفاوت میان اهداف تسلط و اهداف عملکردی در روانشناسی تربیتی گفت: وقتی هدف دانشجو «تسلط» یا «تبحر» باشد، پرسش اصلی ذهن او این است که چگونه میتواند موضوع را بهتر بفهمد و مهارت بیشتری به دست آورد، اما زمانی که هدف فرد صرفاً عملکردی باشد، تمرکز بیشتر بر این قرار میگیرد که چگونه نمره بالاتری بگیرد یا بهتر از دیگران عمل کند.
وی افزود: این تفاوت در هدفگذاری میتواند با نحوه مواجهه دانشجو با اضطراب امتحان نیز ارتباط داشته باشد. تمرکز بیش از اندازه بر نمره و مقایسه با دیگران ممکن است فرد را از فرآیند یادگیری عمیق دور کند، در حالی که تمرکز بر فهم بهتر موضوع، کسب مهارت و تسلط بر مطالب میتواند نگاه دانشجو به فرآیند یادگیری را تغییر دهد.
یادگیری مؤثر برای همه دانشجویان یک نسخه واحد ندارد
این روانشناس با اشاره به روشهای مؤثر برای ارتقای یادگیری اظهار کرد: روشهای زیادی برای ارتقای یادگیری وجود دارد و نمیتوان یک روش مشخص را برای همه افراد تجویز کرد؛ چراکه رشته تحصیلی، شرایط فردی و ترجیحات یادگیری دانشجویان با یکدیگر متفاوت است. با این حال، اصول کلی وجود دارد که در رشتههای مختلف میتوان از آنها برای اثربخشتر کردن یادگیری استفاده کرد که یکی از مهمترین آنها «درگیری فعال» با مطالب است.
صمدیه ادامه داد: هرچه فرد به یک موضوع بیشتر شاخوبرگ بدهد، جزئیات آن را بهتر بفهمد، با دانستههای قبلی خود ارتباط برقرار کند و تلاش کند موضوع را به اندازهای برای خود چالشبرانگیز و جذاب کند، احتمال یادگیری اثربخشتر افزایش پیدا میکند. در کنار این موارد، شرایط فیزیکی مطالعه و وضعیت خواب نیز اهمیت دارد. خواب کافی و باکیفیت با یادگیری اثربخش ارتباط دارد و برخلاف تصور برخی دانشجویان، کم کردن از زمان خواب برای افزایش ساعت مطالعه الزاماً به معنای یادگیری بیشتر نیست.
وی با اشاره به اهمیت انتخاب شیوه مناسب مطالعه خاطرنشان کرد: زمان اختصاصیافته به یادگیری مهم است، اما نوع مطالعه نیز باید مورد توجه قرار گیرد و بهتر است فرد شیوه مطالعه خود را با ترجیحاتش هماهنگ کند. در کنار آن، استفاده از روشهایی مانند «مرور فاصلهدار» اهمیت زیادی دارد؛ به این معنا که مطالب در چند جلسه و با فاصله زمانی مطالعه شوند، نه اینکه همه مطالب در یک بازه زمانی فشرده مطالعه و مرور شوند.
خود توضیحدهی و پرسشگری، یادگیری را عمیقتر میکند
عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه بیرجند با اشاره به روش «خود توضیحدهی» گفت: هنگام مطالعه یک مطلب بهتر است فرد در مقاطعی توقف کند و از خود بپرسد این نظریه دقیقاً چه میگوید، چرا چنین موضوعی مطرح شده، چه مثالهایی میتوان برای آن بیان کرد و اگر خودش جای استاد بود، چه سؤالی درباره این موضوع مطرح میکرد. توجه به کاربرد مطالب نیز میتواند به درک بهتر و عمیقتر آنها کمک کند.
صمدیه افزود: بنابراین در کنار افزایش صرف ساعات مطالعه، باید به کیفیت درگیری ذهن با مطالب، ارتباط دادن اطلاعات جدید با دانستههای قبلی، بازیابی اطلاعات، وضعیت هیجانی، خواب کافی، مرور فاصلهدار و خودتوضیحدهی توجه داشت. یادگیری مؤثر زمانی شکل میگیرد که دانشجو از حالت دریافتکننده منفعل اطلاعات خارج شود و بتواند مطالب را پردازش، بازیابی، توضیح و در موقعیتهای مختلف به کار بگیرد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: