بازی Star Wars Zero Company یک برداشت عالی از بازیهای تاکتیکی نوبتی XCOM مانند است و همانطور که در بررسی خود گفتم، در واقع با ترکیبی از ایدههای جدید و اجرای عالی، این ژانر را به جلو میبرد. اما مهمتر از آن، Zero Company توانست کاری را انجام دهد که بسیار دشوار بود: مرا نسبت به دوران جنگ کلونهای جنگ ستارگان علاقهمند کند.
من یک طرفدار قدیمی جنگ ستارگان هستم که با سهگانه اصلی بزرگ شدهام و خاطرات واضحی از تماشای فیلمهای پیشساخت دارم. از آنها لذت بردم، خودم را متقاعد کردم که دوستشان دارم، اما با گذشت زمان درخشش «جنگ ستارگان جدید» از بین رفت و فیلمهایی که تا حد زیادی متوسط بودند برایم باقی ماندند. از آن زمان به بعد، من به موضعی رسیدهام که بسیاری از طرفداران جنگ ستارگان، به خصوص همنسلان من، دارند: من به جورج لوکاس اعتبار میدهم که ایدههای جالبی داشت و یک دیدگاه نویسنده متمایز برای جهان خود داشت - در تضاد با تقلید آزاردهنده و خدمت به طرفداران دوران دیزنی - اما فیلمها واقعاً خوب نیستند.
و برای روشن شدن، من در جهان گسترده داستانهای پیشساخت شرکت کردهام. من حجم زیادی از کتابهای جنگ ستارگان را خواندهام که اکنون به عنوان افسانه شناخته میشوند و اخیراً به طور کلی با اکثر قسمتهای سریال کارتونی جنگ کلونها همراه بودهام. برای این موضوع از پادکست عالی A More Civilized Age سپاسگزارم که بهانهای برای تماشای سریال کارتونی جنگ کلونها بود. مانند فیلمهای پیشساخت، من فکر کردم که این کارتون ایدههای جالبی با اجرای مختلط دارد، اما نشان داد که فضای بیشتری برای کاوش در این دوره وجود دارد. لوکاس گوشهای از جهان را ایجاد کرده بود که هنوز توسعه نیافته بود و سریال کارتونی جنگ کلونها (و بعداً، Rebels) شروع به پر کردن آن و جالبتر کردن آن کردند.
در عین حال، این دوره از جنگ ستارگان همیشه برای من در درجه دوم قرار داشت. شاید از نظر خلاقیت جذابتر از دوره دنباله، که به طرز عجیبی تقریباً به طور کامل بدون مواد مکمل باقی مانده است، اما هنوز هم در مقایسه با آثار اصلی مورد علاقه من، چیزی کم داشت.
سپس من بازی Star Wars Zero Company را انجام دادم.
Zero Company از تنظیمات، شخصیتها، رویدادها و سایر ساختارهای داستانی از دوران جنگ کلونها، بسیاری از آنها که در کارتون تثبیت شدهاند، وام میگیرد و به آنها جلوهای بالغتر میبخشد. از بسیاری جهات، این بازی شبیه به Batman Arkham Asylum بود که نسخه بالغتر (یا حداقل دارای رتبه T) از سریال کارتونی کلاسیک Batman: The Animated Series بود. زبری و کثیفی این دوره از جنگ ستارگان، که اغلب با کروم براق مشخص میشود، واقعیتر به نظر میرسید. هاوکز یک قهرمان یاغی کلاسیک به سبک هان سولو است که نشان میدهد چگونه این نوع شخصیت میتواند در این دوره که کهکشان در آستانه فروپاشی اما هنوز به فاشیسم نیفتاده است، کار کند.
https://www.youtube.com/watch?v=AxAgeglgSeA
وقتی سرباز کلون بازنشسته من، Trick، با تکتیرانداز Umbaran، Luco Bronc، درگیر شد، درک کردم که این ادامه تنشهای ایجاد شده در سریال کارتونی جنگ کلونها است که زمینه و فضای جدیدی برای تنفس دارد. وقتی آناکین وارد میشود، میتوانم حس کنم که این فقط یکی از دهها یا صدها ماجراجویی است که شخصیت در خارج از صحنه داشته است. برای ما، این یک رویداد مهم زندگی بود، اما برای او یک سهشنبه بود. و وقتی فرستاده خوشنیت جمهوری، Bennic، با یونیفرمی ظاهر میشود که تقریباً با امپراتوری کهکشانی قابل تشخیص نیست، وحشت به وجود میآید زیرا من شاهد این تغییرات سیاسی قریبالوقوع از دید یک گروه معمولی هستم که فقط سعی در زنده ماندن دارند، نه شخصیتی که در مرکز رویدادهای آن قرار دارد. این باعث شد که این دوره برای من واقعیتر به نظر برسد.
شاید مهمتر از همه، Zero Company به من نشان داد که ترکیبی از داستان و گیمپلی، چیزی را که قبلاً شنیده بودم اما هرگز واقعاً درک نکرده بودم، نشان میدهد. دوران جنگ کلونها با انواع مختلفی از جناحها و منافع رقابتی آماده است - جدای، جمهوری، امپریال، ماندلوریایی، جداییطلب، نه به ذکر نژادهای بیگانه مختلف. ممکن است از نامگذاری Banking Clan توسط فیلمهای پیشساخت و عدم انجام کار مهمی با این مفهوم چشمپوشی کرده باشم، اما این فضا را برای سایر نویسندگان برای کاوش ایجاد کرد. عنصر جداییطلب در فیلمهای پیشساخت سطحی به نظر میرسید، اما وقتی حسابدار شما، Runa Blask، در مورد سیاستهای بازار جمهوری استدلال میکند، زنده میشود.
یک جدای، ماندلوریایی، کلون و Umbaran وارد یک بار میشوند
آنچه فیلمهای پیشساخت و سریال کارتونی جنگ کلونها انجام دادند، که من تا به حال قدر آن را نمیدانستم، ایجاد یک بوم بزرگ بود که هنرمندان دیگر فضای زیادی برای نقاشی کردن روی آن دارند. این چیزی است که حتی نمیتوان در مورد سهگانه اصلی مورد علاقه من گفت، که تقریباً از دو جناح تشکیل شده بود - امپریالها و شورشیان. با نگاه به عقب، این دلیل است که بسیاری از کتابهای Expanded Universe جناحهای جدیدی مانند سندیکای Black Sun یا زیر جناح Thrawn از امپریالها را اختراع کردند. آنها مجبور بودند این کار را انجام دهند تا فرصتهای داستانگویی جدیدی ایجاد کنند. دوران جنگ کلونها از قبل این فرصتها را دارد.
سهگانه اصلی همیشه جایگاه ویژهای در قلب من خواهد داشت و هیچ چیز هرگز آن را به عنوان اوج جنگ ستارگان جایگزین نخواهد کرد. من به فیلمهای پیشساخت تبدیل نشدهام و هنوز هم فکر میکنم فیلمها ضعیف هستند. اما به عنوان باغی برای رشد داستانهای جدید، اکنون درک میکنم که چرا دوران جنگ کلونها خاک بسیار حاصلخیزی است که در هیچ جای دیگری در این فرنچایز با آن مواجه نیستیم.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: