چهارشنبه 06 آبان 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

تئاتر؛ پناهگاه یا فرصت؟

23:43 - 1405/08/05 فرهنگی
811کلمه 5 دقیقه
تئاتر؛ پناهگاه یا فرصت؟
به گزارش عصر ایران
بازگشت بازیگران شناخته‌شده به صحنه تئاتر به دلیل نااطمینانی‌های بازار سینما و تلویزیون و فرصت‌های اقتصادی تئاتر است.

عصر ایران ؛ نهال موسوی - در یکی دو ماه اخیر، مرور اخبار هنری تقریباً بی‌نشان از نام‌های آشنای سینما و تلویزیون نیست که بر صحنه‌ی تئاتر ایستاده‌اند. سوگل خلیق و ریحانه رضی در «گزارش لیر» بازی می‌کنند، سارا رسول‌زاده به گروه «شاخ بی‌سر» پیوسته است، و لیلی رشیدی و نگار جواهریان پس از دوری از صحنه بازگشته‌اند.

شقایق فراهانی و مسعود کرامتی در کنار حمیدرضا آذرنگ، مرتضی اسماعیل‌کاشی و روزبه حصاری در مجموعه‌ی تئاتر شهر روی صحنه می‌روند. و حامد بهداد نیز با تهیه‌کنندگی و بازی در «تاکسیدرمی» به این عرصه برگشته است.

در نگاه نخست خبری خوش است: تالارها پرند و تئاتر که سال‌ها از کم‌توجهی گلایه داشت، در مرکز توجه است. اما پدیده‌ای به این گستردگی را نمی‌توان با یک «خوشا» یا یک «افسوس» توضیح داد. پرسش اصلی این است که این مهاجرت از کجا می‌آید و به کجا می‌رود.

منطق اقتصادی: تئاتر دیگر حاشیه‌ی اقتصاد فرهنگی نیست. بر پایه‌ی گزارش‌ها، تئاترهای کمدی در شش ماه نخست ۱۴۰۵ نزدیک به ۳۰۰ میلیارد تومان فروش داشته‌اند و حدود ۵۰۰ هزار بلیت برای آن‌ها فروخته شده است.

با چنین گردشی، تهیه‌کننده‌ی خصوصی بی‌آنکه درگیر چرخه‌ی پیچیده‌ی مجوز و سرمایه‌گذاری سینما و نمایش خانگی شود، بازگشت سرمایه را حساب می‌کند و بازیگر هم اجرای شبانه‌ای با درآمد قابل‌پیش‌بینی در اختیار دارد.

حضور بهداد در جایگاه تهیه‌کننده نیز نشان می‌دهد صحنه برای چهره‌های تصویر فقط محل بازی نیست، سرمایه‌گذاری هم هست. از این منظر، این روی‌آوری پیش از آنکه «انتخاب هنری» باشد، پاسخی عقلانی به نااطمینانی بازار است.

تئاتر؛ پناهگاه یا فرصت؟ درباره‌ی هجوم ستارگان به صحنه

تنگ‌شدن دایره‌ی انتخاب در رسانه‌های تصویری: این برداشت که تلویزیون، نمایش خانگی و سینما جز به چند چهره فرصت نمی‌دهند، بی‌پایه نیست.

تمرکز کاستینگ بر شمار محدودی از «ستاره‌های تضمین‌کننده‌ی فروش»، بسیاری از بازیگران توانا را از چرخه‌ی کار بیرون گذاشته است. سازوکار مجوز، ملاحظات پخش و محدودیت‌های حرفه‌ای هم دایره‌ی حضور برخی بازیگران را تنگ‌تر می‌کند.

بازگشت‌هایی چون بازگشت جواهریان پس از چهار سال یا رشیدی به صحنه را می‌توان از همین زاویه خواند: وقتی مسیر تصویر بسته یا پرهزینه است، صحنه تنها جایی می‌شود که هنوز می‌توان در آن کار کرد.

در این معنا، تئاتر گاهی بیش از آنکه مقصد باشد، «راه فرار» است. البته تئاتر هم از نظارت مصون نیست، اما چرخه‌ی تولید و مجوزش سبک‌تر و کوتاه‌تر است.

کیفیت و بی‌اعتمادی به محصول: فرضیه‌ی دیگر این است که بازیگران عامدانه از آثار ضعیف فاصله می‌گیرند. این فرضیه نیمی از حقیقت است.

افت کیفیت فیلمنامه، کمدی‌های سفارشی و روایت‌های تکراری، بازیگر جدی را به بازنگری وامی‌دارد. اما صداقت ایجاب می‌کند همین معیار را بر صحنه هم اعمال کنیم.

در شهریور ۱۴۰۵ از میان ۷۵۰ هزار بلیتی که از یک سامانه‌ی آنلاین فروخته شد، ۱۱۲ هزار بلیت به تئاتر کمدی رسید و فقط ۸ هزار بلیت به تئاتر کلاسیک.

رونق امروز تا حد زیادی رونق کمدی است و سهم متن‌های جدی و آزمون‌گر از آن اندک. اگر تلویزیون را به شتاب‌زدگی متهم می‌کنیم، باید پرسید صحنه‌ای که با اتکا به چهره‌ها و خنده‌ی تضمین‌شده پر می‌شود، چه تضمینی برای عمق هنری دارد.

تئاتر؛ پناهگاه یا فرصت؟ درباره‌ی هجوم ستارگان به صحنه

ستاره‌زدگی و پیامدهای آن برای خود تئاتر: هنرمندان تئاتر نیز به این خطر اشاره کرده‌اند. حسین کیانی در نشستی از «سانسور اقتصادی» سخن گفته است، یعنی سوق‌دادن تولید به سمت آثار کم‌خطرتر از نظر تجاری و دور از پرسش‌های اساسی جامعه.

نام‌های آشنا در کنار متن‌های جدی، مانند «گزارش لیر» با نویسنده‌ای و کارگردانی که چهره‌ی گیشه نیستند، می‌تواند نشانه‌ی امیدبخشی باشد: ستاره، مخاطب را به سالنی می‌آورد که شاید خود به سراغش نمی‌رفت.

اما اگر ستاره‌سالاری که سینما و تلویزیون را فرسوده کرد، به صحنه هم سرایت کند، گروه‌های مستقل، بازیگران جوان و متن‌های جسورانه زیر سایه‌ی نام‌های بزرگ می‌مانند. قیمت بلیت و تمرکز تالارها در چند محله‌ی مشخص هم پرسش‌هایی است که نباید پشت شور گیشه پنهان بماند.

جمع‌بندی: آنچه امروز می‌بینیم محصول یک علت واحد نیست. تلاقی سه عامل است: اقتصاد جذاب‌تر صحنه، تنگ‌شدن فضای کار در رسانه‌های تصویری، و بی‌اعتمادی بخشی از بازیگران به کیفیت آثار.

هر یک به رویکردی برمی‌گردد: سیاست‌گذاری متمرکز و محدودکننده در تصویر، منطق گیشه‌محور تهیه‌کنندگان، و نبود نظام پایدار حمایت از تولیدات جدی.

اگر این وضعیت را صرفاً «بازگشت به اصالت تئاتر» بخوانیم، نیمی از واقعیت را نادیده گرفته‌ایم، و اگر فقط «فرار از سینما و تلویزیون» بدانیم، نقش تئاتر را کوچک شمرده‌ایم.

تئاتر وقتی از این هجوم سود می‌برد که مخاطبی را که ستارگان می‌آورند، به تماشای آثار جدی‌تر و متنوع‌تر عادت دهد. در غیر این صورت، رونق امروز همان مسیری را خواهد رفت که پیش‌تر در سینما و تلویزیون رفته است.


📡منبـع خبـر: www.asriran.com

عصر ایران

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/CfGMIf



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار