زمانی که آن هاتاوی در فیلم «پایان خیابان اوک» (The End of Oak Street) با دایناسورهای ماقبل تاریخ روبرو میشود، این نخستین باری نیست که این بازیگر با خزندگان عظیمالجثه و خطرناک دستوپنج نرم میکند. در فیلمی کاملاً متفاوت که نزدیک به ۱۰ سال پیش منتشر شد، یک کایجو (هیولای عظیمالجثه) غولپیکر شروع به حمله به شهر سئول میکند و شخصیت هاتاوی به تدریج متوجه میشود که به طریقی کنترل این موجود را در دست دارد.
فیلم «کلوسال» (Colossal) که در زمان انتشار خود به عنوان یک کمدی عجیب با محوریت هیولاها شناخته میشد، اکنون پس از گذشت یک دهه، جایگاه ویژهای در میان آثار علمی-تخیلی پیدا کرده است. این اثر که با مدت زمان ۱۱۰ دقیقه ساخته شده، با گذشت زمان نه تنها کهنه نشده، بلکه به عقیده بسیاری از منتقدان، مانند یک شراب کهنه، با گذر سالها ارزشمندتر و جذابتر شده است.
داستان این فیلم که ترکیبی از ژانرهای کمدی، درام و علمی-تخیلی است، لایههای تاریک و عمیقی از روانشناسی شخصیت اصلی را به تصویر میکشد. هاتاوی در این فیلم نقش زنی را بازی میکند که در مواجهه با بحرانهای زندگی شخصی، ناگهان پیوند عجیبی میان خود و یک هیولای تخریبگر در آن سوی دنیا کشف میکند. این پیوند نه تنها یک عنصر فانتزی، بلکه استعارهای از مسئولیتپذیری و پیامدهای رفتارهای انسانی است.
در حالی که مخاطبان سینما اکنون منتظر تماشای نقشآفرینی جدید هاتاوی در فیلم «پایان خیابان اوک» هستند، بازبینی «کلوسال» فرصتی است تا بار دیگر به یکی از خلاقانهترین و متفاوتترین نقشآفرینیهای این بازیگر در ژانر هیولایی نگاهی دوباره بیندازیم. این فیلم ثابت کرد که چگونه میتوان با استفاده از المانهای ژانر کایجو، داستانی انسانی و تأملبرانگیز روایت کرد که حتی پس از یک دهه همچنان برای مخاطبان مدرن جذاب و دیدنی باقی بماند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: