در دنیای افسانهها، ما هرگز نمیپرسیم که چرا یک شاهزاده خانم زیبا با یک شاهزاده کریه و بدطینت ازدواج میکند؛ بخشی از پیمانی که خوانندگان با چنین داستانهایی میبندند این است که این موقعیتها را به عنوان یک واقعیتِ پذیرفتهشده قبول کنند. اما در زندگی واقعی، وقتی با زنی مواجه میشویم که خود را به یک فرد ناخوشایند و شرور پیوند میزند، نیاز داریم بدانیم چرا. این دقیقاً همان نقطهای است که فیلم جدید «درختان سرگردان» (Wandering Trees) به کارگردانی سالواتوره مرو، کارگردان ساختارشکن سینما، به آن ورود میکند.
این فیلم که در جشنواره فیلم لوکارنو به نمایش درآمده است، تلاشی جسورانه برای ساخت یک افسانه مدرن است. مرو در این اثر سعی دارد با استفاده از المانهای فانتزی و قصهگو، لایههای پنهان روانشناختی شخصیتهایش را واکاوی کند. با این حال، منتقدان معتقدند که فیلم تنها در لحظاتی کوتاه موفق میشود به آن جادوی اصیل و مسحورکنندهای که از یک افسانه انتظار میرود، دست یابد.
داستان فیلم با رویکردی متفاوت به روابط انسانی نگاه میکند. در حالی که افسانههای کلاسیک بر سرنوشت و جادو تکیه دارند، مرو تلاش میکند تا منطق درونی شخصیتها را در مواجهه با انتخابهای دشوار زندگی به تصویر بکشد. این تضاد میان فضای رویایی و واقعیتهای تلخ انسانی، هسته اصلی روایت «درختان سرگردان» را تشکیل میدهد.
با این وجود، ساختار روایی فیلم در برخی بخشها دچار تزلزل میشود. کارگردان که پیشتر با آثار ساختارشکن خود شناخته میشد، در این تجربه جدید سعی کرده است تا مرزهای ژانر افسانه را جابهجا کند، اما نتیجه نهایی ترکیبی از لحظات درخشان و بخشهایی است که در انتقال حس جادویی به مخاطب ناکام میمانند. «درختان سرگردان» بیش از آنکه یک اثر منسجم باشد، مجموعهای از ایدههای بصری و روایی است که گاهی در کنار هم به درستی قرار نمیگیرند.
در نهایت، فیلم سالواتوره مرو دعوتی است برای بازنگری در آنچه ما به عنوان «عشق» یا «پیمان» در داستانهای پریان میشناسیم. اگرچه این اثر ممکن است نتواند تمام انتظارات مخاطبان را برای یک تجربه کاملاً جادویی برآورده کند، اما به عنوان یک تجربه سینمایی از کارگردانی که همواره به دنبال شکستن کلیشهها بوده، قابل تامل است.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: