امیرعلی ابوالفتح، تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، در پاسخ به این سوال که درحالی که اولویت ایران این است که گامهای اول اعتمادسازی طی شود و بر همین اساس محاصره رفع و تنگه باز شود آیا درحال حاضر بحث هستهای محلی از اعراب دارد؟ و آیا ایران بدون رفع مشکلات در گام اول به این موضوع خواهد پرداخت، گفت: بحث هستهای از ابتدا هم بوده اما همه خواسته ترامپ یا آمریکا موضوع هستهای نیست، موضوع هستهای یکی از عمدهترین موضوعات در تفاهمنامه بود. قرار بود در دو مرحله، ابتدا طی ۶۰ روز یکسری اقدامات انجام شود و بعد از آن وارد مذاکرات جامع هستهای شوند.
وی افزود: بنابراین اگر الان هم بحث هستهای مطرح میشود، چیز عجیبی نیست. از زمانی که ترامپ وارد سیاست شده، علیه توافق هستهای برجام صحبت کرده و گفته است که یک توافق هستهای بهتر امضا خواهد کرد. حملاتی هم که انجام داده، در همین چارچوب بوده است. تفاهم نامهای هم که امضا کردیم برای همین موضوع بود، در حال حاضر موضوع هستهای همچنان روی میز و جزو موضوعات مورد توجه است. حالا به خواسته خود نرسیده، اما اینطور نیست که هستهای را کنار گذاشته بوده و حالا دوباره آن را مطرح کرده باشد.
ابوالفتح درباره اینکه با توجه به از بین رفتن اعتماد میان ایران و آمریکا و اجرایی نشدن گامهای اعتمادسازی، آیا ایران حاضر خواهد بود وارد مرحله دیگری از مذاکرات شود، گفت: تا الان که نپذیرفته است. در مذاکراتی هم که صورت گرفته، اختلاف دقیقاً از همینجا است. آمریکاییها میگویند غنیسازی باید صفر باشد و ایران با این موضوع موافقت نمیکند.
وی ادامه داد: حالا اینکه سطح غنیسازی چه باشد، ۲۰ درصد، ۳ و ۶۷ صدم درصد، کمتر یا بیشتر و یا در چارچوب برجام باشد، بحث دیگری است؛ اما ایران غنیسازی صفر را قبول نمیکند و تا الان هم قبول نکرده است. در مورد آینده هم به احتمال قریب به یقین غنیسازی صفر را قبول نخواهد کرد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل اضافه کرد: این وضعیت ایران است و آمریکاییها هم اگر از ایران جواب نگیرند، بعید است که موضوع هستهای را کنار بگذارند. اینکه در نهایت زور چه کسی بیشتر باشد و چه کسی بتواند طرف مقابل را بیشتر تحت فشار قرار دهد، آینده مشخص خواهد کرد.
ابوالفتح در پاسخ به این پرسش که آیا مطرح کردن موضوع هستهای از سوی ترامپ میتواند با هدف کسب دستاورد انتخاباتی باشد، گفت: طبیعی است که هر کسی که در سیاست است، دنبال دستاورد باشد. ترامپ هم همینطور است، با ایران یکجور، با کانادا یکجور، با دانمارک یکجور و با روسیه هم به شکل دیگری دنبال دستاورد است. این موضوع عجیبی نیست.
وی تصریح کرد: بحث این است که این دستاوردها کجا باید هزینه و کجا باید نقد شود. وقتی انتخابات نزدیک است، ترامپ دنبال دستاورد است؛ در همه موضوعات هم به دنبال دستاورد است. از اینکه یکسری رسانهها را به کاخ سفید راه ندهد تا موضوع ونزوئلا و ایران، در همه این موارد به دنبال دستاورد است.
ابوالفتح درباره اینکه آیا مطرح کردن موضوع هستهای میتواند بهانهای برای حمله مجدد به تأسیسات هستهای ایران باشد، اظهار کرد: همه احتمالات باید مدنظر قرار گیرد. از توافق و دیدار ترامپ با پزشکیان که ترامپ گفته آماده است با آقای پزشکیان دیدار کند، تا دیدار ویتکاف و عراقچی و آن سر طیف که حمله مجدد آمریکا به ایران باشد، همه احتمالات وجود دارد.
وی ادامه داد: بین این دو سر طیف هم موضوعاتی مانند محاصره دریایی، فشارهای اقتصادی، جنگ نیابتی و جنگ سایبری وجود دارد. همه اینها را باید در نظر گرفت و هیچکدام را نمیتوان نادیده گرفت.
این تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: دستگاه دیپلماسی باید وظایف خودش را در قبال موضوعات مربوط به مذاکره و دیپلماسی پیش ببرد؛ حالا چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم چه پیامهایی که رد و بدل میشود. دستگاههای نظامی و امنیتی هم باید کار خودشان را انجام دهند.
وی افزود: به قول آقای قالیباف، باید هم برای جنگ آماده بود و هم برای مذاکره. هر دو احتمال وجود دارد. یعنی ممکن است یک ساعت بعد از زمانی که ما الان داریم با هم صحبت میکنیم، حملات آمریکا به ایران شروع شود.
ابوالفتح خاطرنشان کرد: ارزیابی شخصی من این است که جنگ بعدی وجود دارد. احتمال اینکه این جنگ قبل از انتخابات باشد، ضعیف است، اما منتفی نیست و بعد از انتخابات احتمال آن قویتر میشود.
ابوالفتح درباره تشدید تحرکات آمریکا و اینکه آیا این تحرکات با هدف ایران یا یمن انجام میشود، اظهار کرد: رسانه های جریاناتی که به کاخ سید و اطلاعات آن دسترسی دارند هم نمیدانند که مثلاً کوتاه کردن سفر ترامپ به کجا و بازگشت او، مربوط به ایران است یا یمن. نمیدانم، اما این دو موضوع به هم پیوسته است؛ یعنی اقدامات مربوط به ایران روی یمن و بابالمندب تأثیر میگذارد و حمله به یمن و تحولات بابالمندب هم بر ایران و تنگه هرمز اثر میگذارد.
وی افزود: ممکن است آمریکا برای هر دو جبهه اقدام نکند، اما یک اقدام در یک جبهه میتواند اثر خود را بر جبهه دیگر هم بگذارد و باعث تشدید جنگ شود. همانگونه که جنگ با ایران به بابالمندب رسید، از یمن هم میتواند دوباره به ایران کشیده شود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: فعلاً کسی نمیداند که در این تحرکات، هدف اولیه و اصلیشان ایران است یا یمن؛ شاید هر دو باشد و شاید هیچکدام نباشد.
ابوالفتح در ادامه درباره طرح چین برای میانجیگری میان ایران و آمریکا و طرح چهارمادهای این کشور که بار دیگر در رسانهها مطرح شده است، گفت: مشکل اصلا میانجی نیست؛ بنابراین بود و نبود میانجی دردی را دوا نمیکند. اراده تهران و البته بازیگر سوم یعنی اسرائیل اهمیت دارد.
وی تصریح کرد: تصور کنید به طور مثال پاکستانیها بلد نیستند میانجیگری کنند یا عمانیها و قطریها بلد نبودند و حالا کار دست پاکستان افتاده، پاکستان قرار است معجزه کند؟ یا پاکستانیها بلد نیستند و چینیها قرار است کاری انجام دهند؟ مشکل مسئله میانجی نیست.
این تحلیلگر مسائل بینالملل افزود: حتی بدون میانجی هم این موضوع میتواند پیش برود. فاصله میان خواستههای ایران و آمریکا به قدری زیاد است که چین که هیچ، بزرگتر از چین هم نمیتواند پلی بین این شکاف ایجاد کند.
ابوالفتح گفت: خیلی نباید به میانجی ضریب داد و تصور کرد که رییس جمهور چین جای شهباز شریف بیاید مثلاً چه کار خاصی میتواند انجام دهد! آمریکاییها از مواضع خودشان کوتاه نمیآیند و ایران هم از مواضع خودش کوتاه نمیآید. میزان اثرگذاری چین روی ایران محدود است و روی آمریکا هم محدود است؛ بنابراین من خیلی خوشبین نیستم.
وی ادامه داد: ممکن است چینیها بیایند و شانس خودشان را امتحان کنند. هفت، هشت یا ۱۰ سال است که نیمی از دنیا میانجی بودهاند؛ یکی پشت سر دیگری آمده و کار پیش نرفته است، چون ایران و آمریکا نمیخواهند آن چیزی را انجام دهند که طرف مقابل میخواهد.
ابوالفتح خاطرنشان کرد: حتی اگر این دو طرف، یعنی ایران و آمریکا، بخواهند به توافق برسند، اسرائیل میتواند کارشکنی کند و آنقدر چوب لای چرخ بگذارد که توافق به هم بخورد. بنابراین من خیلی برای چین اصالتی قائل نیستم.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: