خبرگزاری دانشجو نوشت: سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم با یک وعده بزرگ متولد شد؛ جلوگیری از تکرار جنگ، حفظ صلح و ایجاد سازوکاری برای حل اختلافات میان کشورها. اما هشت دهه پس از تأسیس، ساختار این سازمان همچنان با یک پرسش اساسی روبه رو است: نهادی که مهم ترین تصمیمات امنیتی آن در اختیار پنج قدرت بزرگ است و مقر اصلی آن نیز در خاک آمریکا قرار دارد، تا چه اندازه می تواند مستقل از قدرت های جهانی عمل کند؟
سازمان ملل برای انجام وظایف خود ساختار گسترده ای ایجاد کرد. مجمع عمومی، شورای امنیت، شورای اقتصادی و اجتماعی، دبیرخانه، دیوان بین المللی دادگستری و بخش های مرتبط با امور مالی و فعالیت های تخصصی، اجزای اصلی این ساختار را تشکیل می دهند.
مجمع عمومی محل حضور همه کشورهای عضو است و موضوعات مختلف بین المللی در آن مورد بررسی قرار می گیرد. با این حال، در مهم ترین مسائل امنیتی، نقش اصلی در اختیار شورای امنیت قرار دارد.
شورای امنیت ۱۵ عضو دارد که پنج کشور آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و بریتانیا عضو دائم آن هستند و ۱۰ کشور دیگر به صورت دوره ای انتخاب می شوند.
نقطه کلیدی در این ساختار، حق وتو است. پنج عضو دائم می توانند با رأی منفی خود مانع تصویب یک قطعنامه مهم شوند.
این یعنی حتی اگر اکثریت اعضای شورای امنیت با یک تصمیم موافق باشند، مخالفت یکی از پنج عضو دائم می تواند مانع اجرایی شدن آن شود.
همین ساختار، از همان ابتدا یکی از مهم ترین انتقادها به سازمان ملل بوده است؛ زیرا نهادی که قرار است نماینده جامعه جهانی باشد، در حساس ترین تصمیمات امنیتی خود به توافق چند قدرت بزرگ وابسته است.
اولین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد
اولین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دهم ژانویه ۱۹۴۶ در سالن مرکزی کلیسای متدیست لندن برگزار شد که نمایندگان ۵۱ کشور در آن شرکت داشتند. این اجلاس در چندین سال بعد آن در شهرهای مختلف انجام شد که سال دوم در نیویورک و سال سوم در پاریس بود. این اجلاس در ۱۴ اکتبر ۱۹۵۲ در هفتمین اجلاس سالانه خود به مقر دائم آن در نیویورک منتقل شد. در دسامبر ۱۹۸۸ ملل متحد برای شنیدن سخنرانی یاسر عرفات بیست و نهمین اجلاس خود را در کاخ ملل ژنو در سویس برگزار کرد.

چرا مقر سازمان ملل در نیویورک قرار گرفت؟
یکی از مهم ترین بخش های این داستان، محل استقرار سازمان ملل است.در نخستین سال های شکل گیری سازمان، گزینه های مختلفی برای استقرار مقر آن مطرح بود. شهرهایی مانند سان فرانسیسکو، فیلادلفیا و دیگر مناطق آمریکا در کنار گزینه های خارج از آمریکا مورد بررسی قرار گرفتند.
در نهایت، تصمیم به استقرار مقر سازمان ملل در آمریکا گرفته شد و نیویورک به عنوان محل اصلی فعالیت این سازمان انتخاب شد.
در نگاه نخست، این تصمیم می تواند صرفا یک انتخاب جغرافیایی به نظر برسد؛ اما وقتی مجموعه ای از تحولات آن دوره را کنار یکدیگر قرار دهیم، اهمیت سیاسی این انتخاب بیشتر نمایان می شود.
آمریکا در پایان جنگ جهانی دوم به یکی از قدرتمندترین کشورهای اقتصادی و سیاسی جهان تبدیل شده بود. خاک این کشور از ویرانی های گسترده جنگ در امان مانده بود و برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی، زیرساخت های اقتصادی آن آسیب جدی ندیده بود.از سوی دیگر، واشنگتن یکی از بازیگران اصلی تأسیس سازمان ملل بود و در طراحی ساختار جدید بین المللی نقش داشت.
در چنین شرایطی، انتقال مقر سازمان ملل به آمریکا فقط به معنای انتخاب یک شهر برای استقرار ساختمان های اداری نبود؛ این تصمیم سازمان ملل را در قلب یکی از مهم ترین مراکز قدرت سیاسی و اقتصادی جهان قرار داد.
نقش راکفلر؛ زمینی که مقر سازمان ملل را ساخت
در روند انتخاب محل مقر سازمان ملل، خانواده راکفلر نیز نقش مهمی ایفا کرد.زمین محل فعلی مقر سازمان ملل در منطقه ای از نیویورک قرار داشت که پیش از آن کاربری های صنعتی و تجاری داشت. خانواده راکفلر زمین مورد نظر را خریداری کرد و در اختیار سازمان ملل قرار داد.
همین موضوع به یکی از مهم ترین بخش های روایت منتقدان درباره رابطه میان سازمان ملل و آمریکا تبدیل شده است.
انتخاب نیویورک صرفا نتیجه یک تصمیم اداری یا جغرافیایی نبود، بلکه مجموعه ای از ظرفیت های اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک آمریکا در شکل گیری آن نقش داشت.
آمریکا نه تنها میزبان سازمان جدید شد، بلکه از نظر اقتصادی نیز یکی از ستون های اصلی تأمین مالی آن بود. به این ترتیب، سازمانی که قرار بود نماینده همه کشورهای جهان باشد، مقر اصلی خود را در کشوری قرار داد که همزمان یکی از قدرتمندترین اعضای آن و یکی از پنج عضو دائم شورای امنیت بود.و این مسئله زمینه را برای سلطه آمریکا بر این سازمان ایجاد کرد.
وقتی حق وتو به ابزار قدرت تبدیل می شود
آمریکا در کنار روسیه، چین، فرانسه و بریتانیا دارای حق وتو است. بنابراین هر تصمیم مهم امنیتی که با منافع یکی از این کشورها در تضاد باشد، می تواند با یک رأی متوقف شود.در مطالب ارسالی درباره عملکرد سازمان ملل، استفاده آمریکا از این ابزار در پرونده غزه به عنوان نمونه ای از رویکرد دوگانه مطرح شده است. بر اساس این روایت، آمریکا در چندین مقطع از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ با استفاده از حق وتو مانع تصویب قطعنامه هایی درباره آتش بس یا مسائل مرتبط با جنگ غزه شد.
منتقدان این موارد را نمونه ای از استاندارد دوگانه در عملکرد سازمان ملل می دانند؛ به این معنا که قواعد بین المللی زمانی که با منافع قدرت های بزرگ تعارض پیدا می کند، با محدودیت جدی روبه رو می شود.

سازمان ملل؛ نهاد صلح یا نهاد تشریفاتی؟
سازمان ملل همچنان مجموعه بزرگی از نهادهای اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و بشردوستانه را در خود جای داده است و نمی توان تمام فعالیت های آن را صرفا به شورای امنیت محدود کرد.
اما در مهم ترین بحران های امنیتی، مسئله متفاوت است.وقتی شورای امنیت به دلیل اختلاف میان اعضای دائم قادر به تصمیم گیری نیست، مجمع عمومی نیز در بسیاری از موارد نمی تواند جایگزین آن شود. نتیجه این وضعیت، شکافی است میان انتظاری که از سازمان ملل وجود دارد و توان واقعی آن برای اجرای تصمیمات.
از همین جا مفهوم «تشریفاتی شدن» سازمان ملل مطرح می شود؛ نه به این معنا که این سازمان هیچ کارکردی ندارد، بلکه به این معنا که در حساس ترین بحران های جهانی، توان آن برای ایستادن در برابر اراده قدرت های بزرگ محدود می شود.
تفاوت در نحوه برخورد با بحران های مختلف است. یکی از انتقادهای مطرح شده در متن، شکل گیری رویکردهای دوگانه در سازمان ملل است؛ به این معنا که واکنش این سازمان و قدرت های اصلی آن به بحران های مختلف همیشه یکسان نبوده است. در مورد غزه نیز استفاده آمریکا از حق وتو در چندین قطعنامه شورای امنیت از جمله مواردی است که در این چارچوب مورد استناد قرار گرفته است.
از نگاه منتقدان، وقتی قطعنامه ای با حمایت بخش بزرگی از اعضای شورای امنیت مطرح می شود اما به دلیل مخالفت یکی از اعضای دائم به نتیجه نمی رسد، این تصور شکل می گیرد که قدرت سیاسی کشورها می تواند بر سازوکارهای اعلام شده سازمان ملل غلبه کند. در نتیجه، فاصله میان شعارهایی مانند برابری کشورها، حفظ صلح و اجرای قوانین بین المللی با عملکرد واقعی سازمان بیشتر به چشم می آید.
قدیمی بودن ساختار سازمان ملل نیز یکی دیگر از محورهای انتقاد است. این سازمان در سال ۱۹۴۵ و در شرایطی شکل گرفت که نظم سیاسی جهان تحت تأثیر پیروزی پنج قدرت اصلی جنگ جهانی دوم قرار داشت. با گذشت دهه ها و تغییر شرایط سیاسی جهان، ساختار اصلی شورای امنیت و امتیاز ویژه پنج عضو دائم همچنان باقی مانده است. از همین رو، منتقدان معتقدند ساختار سازمان ملل با واقعیت های جدید نظام بین الملل فاصله پیدا کرده است.
از سوی دیگر، وابستگی مالی سازمان ملل به کشورهای عضو نیز در متن به عنوان یکی از ویژگی های مهم این سازمان مطرح شده است. بودجه سازمان از کمک های اجباری و داوطلبانه کشورهای عضو تأمین می شود و همین مسئله باعث شده است نقش قدرت های اقتصادی بزرگ در تأمین منابع سازمان مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، سازمان ملل با هدف جلوگیری از تکرار جنگ جهانی دوم ساخته شد؛ اما ساختاری که در سال ۱۹۴۵ بر پایه قدرت پنج کشور بزرگ شکل گرفت، همچنان بخش مهمی از تصمیم گیری های امنیتی جهان را در اختیار همان قدرت ها قرار داده است.
در این میان، انتخاب نیویورک به عنوان مقر اصلی سازمان نیز به یکی از نقاط مهم بحث درباره استقلال این نهاد تبدیل شده است. از نگاه منتقدان، قرار گرفتن مرکز سازمان ملل در خاک آمریکا، در کنار قدرت سیاسی، اقتصادی و حق وتوی واشنگتن، تصویری را ایجاد کرده که در آن مرز میان یک نهاد جهانی و نفوذ قدرت میزبان به آسانی قابل تفکیک نیست.
​
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: