مجموعه «زنجیره علیت» در پیسی گیمر به بررسی پیوندهای غیرمنتظره میان تاریخ، فرهنگ و بازیهای ویدئویی میپردازد.
بشریت شاهد تراژدیهای بیشماری بوده است، اما گاهی اوقات، از طریق کیمیای گذر زمان، لحظات اندوه عمیق میتوانند به پایهای برای شگفتیهای آینده تبدیل شوند؛ البته بسته به اینکه تعریف شما از شگفتی چقدر گسترده باشد. امروز، ما دوباره خطوط کنجکاویبرانگیز علت و معلول را ترسیم میکنیم تا ببینیم چگونه یک لحظه دلهرهآور در سالهای اولیه زندگی یک استاد ژانر وحشت آمریکایی، در نهایت به مشارکت یک بازیگر مشهور بینالمللی در شکلی غیرمتعارف از نبرد اسبسواری شبیهسازیشده منجر میشود.
از مشاهده تراژدی کودکی توسط استیون کینگ تا فرمان مدفوع کردن اسب توسط کیفر ساترلند
یک فصل آغازین تراژیک

۱۹۵۱: استیون کینگ در حالی که «بهسختی چهار سال» داشت، تجربهای دلهرهآور را پشت سر گذاشت که بعدها در کتاب غیرداستانی خود در سال ۱۹۸۱ با عنوان Danse Macabre به آن اشاره کرد؛ اپیزودی که خودش به یاد نمیآورد، اما مادرش بعدها برای او تعریف کرد. یک روز، او ناگهان از بازی با کودکی که در همسایگی خط آهن زندگی میکرد، به خانه بازگشت. مادرش میگوید او «مثل روح سفید شده بود» و تا روز بعد از صحبت کردن امتناع کرد.
کینگ مینویسد: «مشخص شد که کودکی که با او بازی میکردم، هنگام بازی روی ریل یا عبور از آن، با قطار باری تصادف کرده و کشته شده است.» او در کتاب خود اصرار دارد که این حادثه، هرچقدر هم وحشتناک بوده باشد، هیچ تأثیری بر علایق یا عادات او به عنوان یک نویسنده نداشته است، زیرا نویسنده شدن «نتیجه مستقیم اراده آگاهانه» است و نه چیزی که «از رویاهای آسیبهای دوران کودکی متولد یا خلق شده باشد.»
دردهای فانتوم

۱۹۸۲: انتشارات وایکینگ پرس کتاب Different Seasons را منتشر کرد؛ مجموعهای از چهار داستان کوتاه استیون کینگ. در داستان سوم، «بدن» (The Body)، راوی داستان یعنی گوردون لاچنس - که یک نویسنده داستان است - درگیری خود و دوستان دوران کودکیاش با گروهی از اراذل و اوباش را پس از کشف جسد پسر همسایهای که با قطار تصادف کرده بود، به یاد میآورد. هر شباهتی به وقایع واقعی، مطمئناً کاملاً تصادفی است.
اقتباس

۲۲ اوت ۱۹۸۶: فیلم Stand by Me، یک درام دوران بلوغ بر اساس داستان «بدن»، در سینماهای آمریکا اکران شد. این فیلم که موفقیت انتقادی و تجاری به همراه داشت، ویل ویتون، ریور فینیکس، کوری فلدمن و جری اوکانل را به عنوان چهار پسر اصلی به تصویر کشید. این فیلم همچنین به شهرت فزاینده کیفر ساترلند جوان کمک کرد که در نقش رهبر گروه آنتاگونیست، «ایس مریل»، بازی میکرد.
گسترش

۱۸ آوریل ۱۹۸۷: فیلم Stand by Me در ژاپن اکران شد و به یک اثر کلاسیک محبوب تبدیل گشت. این فیلم در بازیهای Mother و نسل اول Pokémon مورد ارجاع قرار گرفت. نسخههای VHS این فیلم با هدف کمک به یادگیری زبان انگلیسی برای بینندگان منتشر شد و حتی نزدیک به ۴۰ سال پس از انتشار، همچنان در تلویزیون ژاپن پخش میشود. هر ساله، این فیلم گردشگران ژاپنی را برای زیارت به شهر کوچکی در اورگان که فیلم در آنجا فیلمبرداری شده، میکشاند.
اکشن جاسوسی تاکتیکی، به نوعی

۶ نوامبر ۲۰۰۱: ۲۵ سال پس از اکران Stand by Me، اولین قسمت از سریال مهیج اکشن 24 از شبکه فاکس پخش شد که کیفر ساترلند در نقش اصلی، یعنی مأمور ضد تروریسم «جک باور»، در آن بازی میکرد. این سریال موفقیت عظیمی کسب کرد و به عنوان یک برنامه نمادین پس از ۱۱ سپتامبر، به محبوبیت بینالمللی دست یافت.
نظامیان بدون مرز

۲۰۰۵: کیفر ساترلند در مجموعهای از تبلیغات ژاپنی محصولات انرژیزای CalorieMate در نقش جک باور ظاهر شد. به لطف کمپینهای بازاریابی گسترده، سریال 24 به پدیدهای بزرگ در ژاپن تبدیل شد. ساترلند در یک کنفرانس مطبوعاتی در سال ۲۰۱۲ در توکیو گفت: «من امروز به لطف همه مردم ژاپن در این جایگاه هستم.»
مارخور

ژوئن ۲۰۱۳: هیدئو کوجیما اعلام کرد که کیفر ساترلند برای صداپیشگی و ضبط حرکات صورت شخصیت «اسنیک» در بازی Metal Gear Solid 5: The Phantom Pain انتخاب شده است. کوجیما به دنبال عملکردی «آرامتر» برای مطابقت با «لحن بسیار تاریکتر» بازی بود.
انجامش بده
۱ سپتامبر ۲۰۱۵: بازی Metal Gear Solid 5: The Phantom Pain در سراسر جهان منتشر شد. این بازی دارای سیستمهایی است که به بازیکن اجازه میدهد تجهیزات رزمی و مهارتهای اضافی را برای اسنیک و همراهانش باز کند. یکی از این مهارتها، که با رسیدن به ۵۰ درصد پیوند با «دی-هورس» (D-Horse) باز میشود، به اسنیک اجازه میدهد - با صدای کیفر ساترلند - به اسب جنگی خود دستور دهد «انجامش بده» (Do it)، که باعث میشود اسب در محل فعلی بازیکن مدفوع کند. اگر یک وسیله نقلیه سبک دشمن از روی این مدفوع عبور کند، کنترل خود را از دست داده و راننده و سرنشینانش ناتوان میشوند. بازیهای ویدئویی!
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: