به گزارش ایتنا
پژوهشی جدید نشان میدهد راستدست یا چپدست بودن بیش از آنکه به برتری ذاتی مغز مربوط باشد، نتیجه سالها تمرین و تجربه است. این یافته میتواند نگاه دانشمندان به یادگیری مهارتهای حرکتی و توانبخشی بیماران را تغییر دهد.
اینکه چرا برخی افراد در انجام کارهای روزمره مانند نوشتن، پرتاب کردن یا استفاده از ابزارها از دست راست و برخی دیگر از دست چپ استفاده میکنند، سالها موضوع پژوهشهای علمی بوده است. اکنون نتایج یک مطالعه جدید نشان میدهد که برتری یک دست نسبت به دست دیگر، بیش از آنکه ناشی از ویژگیهای ذاتی مغز باشد، نتیجه سالها تمرین و تجربه است.
بر اساس نتایج این پژوهش که در ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶ در نشریه PNAS منتشر شد، هیچ برتری ذاتی در ساختار یا عملکرد مغز وجود ندارد که تعیین کند فرد راستدست یا چپدست خواهد بود. پژوهشگران معتقدند دست غالب، صرفاً به دلیل استفاده و تمرین مداوم در طول زندگی، مهارت بیشتری نسبت به دست دیگر پیدا میکند.
چالش برای یک نظریه قدیمی درباره مغز
این یافتهها یکی از فرضیههای قدیمی علوم اعصاب را به چالش میکشد؛ فرضیهای که بر اساس آن، یکی از نیمکرههای مغز در هر فرد بر دیگری برتری دارد و همین برتری باعث عملکرد بهتر آن نیمکره در کنترل حرکات ظریف و مهارتی میشود.
دکتر «احمد آراک»، استادیار مغز و اعصاب در دانشکده پزشکی دیوید گفن دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس (UCLA) و پژوهشگر ارشد این مطالعه، در بیانیهای اعلام کرد:
«برتری دست غالب ناشی از توانایی ذاتی یک نیمکره مغز در کنترل حرکت نیست؛ بلکه نتیجه سالها تمرین حرکات پیچیده و دقیقی است که برای نوشتن، استفاده از ابزارها و انجام فعالیتهای روزمره به آن نیاز داریم.»
آزمایشهایی برای بررسی منشأ دست غالب
پژوهشهای پیشین نشان داده بودند که ترجیح استفاده از یک سمت بدن حتی در دوران جنینی شکل میگیرد و میتواند پیشبینی کند که فرد پس از تولد راستدست یا چپدست خواهد بود. همین موضوع باعث شده بود بسیاری از دانشمندان تصور کنند نیمکره غالب مغز از ابتدا برای کنترل حرکات ماهرانه تخصص بیشتری دارد.
برای بررسی صحت این فرضیه، پژوهشگران مجموعهای از آزمایشها را طراحی کردند تا میزان تفاوت عملکرد میان دست و بازوی غالب و غیرغالب را ارزیابی کنند.
در این آزمایشها، با استفاده از دوربینهای ثبت حرکت، حرکات سهبعدی بازوی داوطلبان سالم هنگام رسیدن به اهداف مختلف بررسی شد. شرکتکنندگان این وظایف را در سه وضعیت انجام دادند: حالت عادی، با استفاده از وزنه مچی دو و نیم کیلوگرمی و همچنین با در دست داشتن میلهای سبک که به ساعد متصل شده بود تا شرایط استفاده از ابزار را شبیهسازی کند.
برتری دست غالب فقط در مهارتهای پیچیده دیده شد
نتایج نشان داد در حرکات ساده، عملکرد دست غالب و غیرغالب تقریباً تفاوتی با یکدیگر ندارد. حتی زمانی که وزنه به بازو اضافه شد، اختلاف محسوسی میان دو دست مشاهده نشد.
اما زمانی که شرکتکنندگان باید از ابزار شبیهسازیشده استفاده میکردند؛ وضعیتی که به کنترل و دقت بیشتری نیاز داشت، دست غالب عملکردی بهمراتب بهتر از دست غیرغالب از خود نشان داد.
آزمایش نوشتن با آرنج؛ حذف مزیت دست غالب
در بخش دیگری از این پژوهش، از شرکتکنندگان خواسته شد ابتدا با هر دو دست و سپس با خودکاری که به آرنج آنها متصل شده بود، حروف و اعداد را بنویسند.
نتایج این آزمایش جالب توجه بود؛ زمانی که نوشتن با آرنج انجام میشد، برتری همیشگی دست غالب کاملاً از بین رفت و عملکرد هر دو آرنج تقریباً به یک اندازه ضعیف بود.
دکتر آراک در اینباره توضیح داد: «وقتی انجام یک مهارت را به عضوی از بدن واگذار میکنید که هرگز برای آن تمرین نکرده است، مزیت دست غالب نیز از بین میرود.»
پژوهشگران همچنین دریافتند که پس از انجام تمرینهای مداوم، هر دو آرنج تقریباً با سرعت یکسان پیشرفت کردند و میزان یادگیری آنها مشابه بود.
پیامدهای این یافتهها برای توانبخشی بیماران
به گفته پژوهشگران، نتایج این مطالعه میتواند مسیرهای تازهای برای توانبخشی افرادی که دچار سکته مغزی یا آسیبهای مغزی شدهاند، ایجاد کند؛ افرادی که ناچارند مهارتهای حرکتی خود را دوباره بیاموزند.
علاوه بر این، این پژوهش میتواند درک دانشمندان از نحوه یادگیری، تقویت و پردازش مهارتهای حرکتی در مغز انسان را نیز عمیقتر کند و دیدگاههای جدیدی درباره سازوکار شکلگیری مهارتهای حرکتی ارائه دهد.
📡منبـع خبـر:
www.itna.ir
ایتنا
🏹لـینـک کـوتـاه:
halohava.top/lVYsJ2
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: