سه‌شنبه 14 مهر 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

فناوری و کودکان: خطرات وابستگی به هوش مصنوعی

21:00 - 1405/07/14 فناوری
1541کلمه 8 دقیقه
فناوری و کودکان: خطرات وابستگی به هوش مصنوعی
به گزارش اطلاعات آنلاین
کارشناسان هشدار می‌دهند استفاده بی‌رویه از هوش مصنوعی می‌تواند ذهن کودکان را منفعل کرده و توانایی تفکر مستقل و حل مسئله را در آن‌ها کاهش دهد. قانونمند کردن استفاده از فناوری و تقویت سواد تحلیلی ضروری است.

اسما پورزنگی‌آبادی. دانش‌آموزان دیگر فقط کاربران چشم و گوش‌بسته اینترنت و گوشی‌های تلفن همراه هوشمند نیستند که فکر و روان آن‌ها با انبوهی از اطلاعات و تصاویر بمباران شود؛ آن‌ها با ابزارهای هوش‌ مصنوعی حسابی دوست شده‌اند و از این دوست سخاوتمند، صبور و همیشه در دسترس خود هم بسیار راضی هستند. وقت نوشتن مشق، «هوشی جون» کنار آن‌هاست و بلافاصله پس از ارسال درخواست، پاسخ‌ها را ارائه می‌دهد. برای حل مشکلات و پیدا کردن جواب پرسش‌های درسی و غیردرسی دیگر نیازی به بزرگ‌ترها نیست تا وقتی که این دوست مودب و دانشمند هست! هوش‌ مصنوعی بدون دعوت رسمی و با نقاب یک دانای کل، بی‌صدا از مرزهای تخیل گذشته و به خلوت بچه‌ها رخنه کرده است؛ ابزاری شگفت‌انگیز که نسبت به وابستگی ذهنی، نقض حریم خصوصی و دستکاری رفتاری در کودکان و نوجوانان، نگرانی‌هایی جدی ایجاد می‌کند. «دکتر مهدی طریقت»، رئیس اندیشکده و پردیس هوش‌مصنوعی و زیست مجازی ایران در گفتگو با «اطلاعات» از برخی ابعاد مخاطرات شناختی در تعامل بی‌حدومرز دانش‌آموزان با ماشین پرده برمی‌دارد. آقای دکتر! بسیاری از خانواده‌ها با رواج ابزارهای هوش ‌مصنوعی، دغدغه‌ها و نگرانی‌هایی جدی پیدا کرده‌اند. دانش‌آموزان حتی از سنین پایین‌تر، با هوش مصنوعی ارتباط برقرار و از این ابزارها استفاده می‌کنند. خانواده‌ها از این که مجبور نیستند مدام به پرسش‌های درسی و غیردرسی بچه‌ها پاسخ بدهند هم احساس رضایت دارند و هم نگرانند که آینده این ارتباط مجازی، چه خواهد شد. از نظر شما، مهم‌ترین نگرانی که باید درباره استفاده کودکان از هوش‌ مصنوعی مورد توجه قرار گیرد چیست؟ حریم خصوصی، اطلاعات نادرست، وابستگی به پاسخ‌های آماده، یا شکل ارتباط با این فناوری؟ -تمامی مواردی که اشاره کردید، دغدغه‌های واقعی و بجایی هستند اما ریشه اصلی همه این نگرانی‌ها در فرسایش تفکر نقادانه و حل مسأله مستقل نهفته است. گزارش‌های اخیر یونسکو در حوزه آموزش و همچنین مطالعات انجمن روان‌شناسی آمریکا نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین تهدید، تبدیل شدن ذهن کودک به یک مصرف‌کننده منفعل است. وقتی کودک برای هر پرسشی بی‌درنگ یک پاسخ شسته‌ورفته دریافت می‌کند، چرخه طبیعی آزمون، خطا، سردرگمی سازنده و کشف شخصی در او متوقف می‌شود. این وابستگی شناختی، تاب‌آوری فکری کودک را در مواجهه با ابهام و چالش‌های پیچیده زندگی به‌شدت کاهش می‌دهد. از طرفی، مطالعات دانشمندان حوزه شناخت در دانشگاه کمبریج روی تعامل انسان و سامانه‌های هوشمند نشان می‌دهد که کودکان تمایل دارند به این ابزارها جان‌بخشی کنند و به آن‌ها اعتماد مطلق داشته باشند. این پیوند عاطفی و شناختی کاذب، آسیب‌پذیری آن‌ها را در برابر خطاهای داده‌ای، توهمات الگوریتمی و سوءاستفاده‌های تجاری دوچندان می‌کند. بنابراین، نگرانی محوری صرفا امنیت داده یا سواد رسانه‌ای نیست بلکه دگرگونی در معماری ذهن نسلی است که شاید بیاموزد چگونه پاسخ‌های سریع بگیرد اما توانایی طرح پرسش‌های عمیق و تفکر مستقل را به‌مرور زمان از دست خواهد داد. برای ایران هم مسأله اصلی ما تربیت نسلی خلاق و مسأله‌گشا برای آینده کشور است، نه نسلی که بدون یک واسطه پردازشی قادر به تصمیم‌گیری نباشد. هوش مصنوعی برخلاف برخی دیگر از فناوری‌ها برای استفاده کودکان و نوجوانان هیچ مرز و محدودیتی ندارد و امکان ساعت‌ها گفت‌وگوی بی‌وقفه را فراهم می‌کند. طراحی این مدل تعامل اعتیادآور و مداوم برپایه چه اهدافی انجام شده و خانواده‌ها و نظام آموزشی در برابر این الگوها چه باید بکنند؟ -واقعیت این است که این ابزارها برای جلب حداکثری توجه انسان برنامه‌ریزی شده‌اند. در اقتصاد داده‌محور، حضور مداوم کاربر یعنی سوخت بیشتر برای یادگیری ماشین و منافع تجاری شرکت‌های بزرگ. وقتی این فناوری با لحنی همدلانه و تسلی‌بخش پاسخ می‌دهد، یک صمیمیت ساختگی میان کودک و الگوریتم شکل می‌گیرد. طبق هشدارهای سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد و گزارش‌های انجمن روان‌شناسی آمریکا، چنین تعامل بی‌پایانی رشد شناختی و مهارت حل مسأله در دنیای واقعی را مختل می‌کند. ذهن کم‌سن وقتی با سامانه‌ای مواجه می‌شود که همیشه حق را به او می‌دهد و بی‌وقفه تأییدش می‌کند، از مواجهه با تنش‌های طبیعی و پرورش هوش هیجانی واقعی بازمی‌ماند. راهکار، ممنوعیت مطلق نیست چون امکان‌پذیر نیست. نظام آموزشی ما باید فورا بازنگری شود و به‌جای سنجش دانسته‌ها، سواد تحلیلی و تفکر انتقادی را به دانش‌آموز بیاموزد. خانواده‌ها نیز باید الگوهای حضور فناوری را در خانه قانونمند کنند، فرصت‌های گفتگوی چهره‌به‌چهره را افزایش دهند و اجازه ندهند ارتباط مکانیکی، جایگزین تعامل گرم انسانی شود. نجات نسل آینده در گرو همین مسیر است. برخی خانواده‌ها نگران داده‌هایی هستند که از فرزندانشان درتعامل با این سیستم‌ها تولید می‌شود؛ ردّپای دیجیتال. آیا این موضوع از منظر امنیت ملی و حریم خصوصی می‌تواند به‌عنوان یک تهدید به‌حساب بیاید؟ چرا؟ -کاملا درست است؛ این نگرانی نه‌تنها بجا بلکه از جدی‌ترین چالش‌های حال حاضر است. داده‌هایی که نسل نو از احساسات، ترس‌ها، باورها و دغدغه‌های روزمره خود وارد این سامانه‌ها می‌کند، صرفا چند خط متن ساده نیست؛ این داده‌ها خمیرمایه ساخت نیم‌رخ‌های شناختی و رفتاری هستند و براساس هشدارهای سازمان نظارت بر داده‌های اروپا و تحلیل‌های امنیتی حوزه حاکمیت اطلاعات، انباشت این اطلاعات در سرورهای خارجی، ساختار روانی و الگوهای فکری آینده‌سازان یک جامعه را برای مالکان فناوری شفاف می‌سازد. از منظر امنیت ملی، کشوری که داده‌های شناختی نسل بعد خود را در اختیار نداشته باشد، عملا در برابر عملیات دستکاری افکار عمومی و مهندسی اجتماعی آسیب‌پذیر می‌شود. وقتی این پایگاه‌ها بدانند یک نوجوان با چه واژگانی متقاعد می‌شود یا به چه موضوعاتی واکنش حسی نشان می‌دهد، مسیر برای تغییر ذائقه فرهنگی و تصمیم‌گیری او در سال‌های آینده هموار می‌شود. بنابراین حریم خصوصی کودک در تعامل با این فناوری‌ها دیگر صرفا یک مسأله شخصی یا خانوادگی نیست، بلکه یک موضوع راهبردی و زیربنایی در استقلال و امنیت‌ملی است که نیازمند ضوابط سختگیرانه، تدوین حقوق داده‌ها و بومی‌سازی بسترهاست. اکنون که به فصل بازگشایی مدارس رسیده‌ایم، مراجعات زیادی از سوی دانش‌آموزان به ابزارهای هوش‌مصنوعی اتفاق می‌افتد که خواهان پاسخ به پرسش‌های درسی خود هستند. این وضعیت را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا نظام آموزشی ما باید نگران این وضعیت باشد یا برعکس، باید آن را یک فرصت بداند؟ -این وضعیت دقیقا یک شمشیر دو لبه و زنگ خطری جدی برای الگوهای سنتی تدریس است. اگر دانش‌آموز از این ابزار صرفا به‌عنوان یک تولیدکننده سریع تکالیف استفاده کند، فرایند حل مسأله و تفکر عمیق تعطیل می‌شود و تنبلی مفرط ذهنی شکل می‌گیرد. براساس پژوهش‌های تجربی دانشگاه استنفورد و بنیاد آموزش جهانی، مغز زمانی مفاهیم را تثبیت می‌کند که با چالش و ابهام دست‌وپنجه نرم کند اما پاسخ‌های آماده، این رنج سازنده را حذف می‌کنند. با این حال، اگر زاویه نگاه تغییر کند، یک فرصت شگفت‌انگیز برای جهش کیفی آموزش به وجود می‌آید. این سامانه‌ها می‌توانند نقش یک معلم خصوصی و صبور را ایفا کنند که متناسب با سرعت و سبک یادگیری هر کودک، درس را به ‌شیوه‌های گوناگون بازتعریف می‌کند. بنابراین، نظام آموزشی ما باید نگران روش‌های قدیمی خود باشد، نه نگران این فناوری نوظهور. معلمان باید از قالب پرسش‌های حافظه‌محور و مشق‌های یکسان فاصله بگیرند و به ‌سمت پروژه‌های کلاسی، مباحثه‌های شفاهی و ارزیابی فرایند تفکر حرکت کنند. هوش در دنیای فردا، دانستن پاسخ‌ها نیست، بلکه توانایی طرح پرسش‌های دقیق، سنجش اعتبار داده‌ها و کاربست خرد در جهان واقعی است. از ظرفیت‌های مغفول در حوزه‌ سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری در ایران درباره استفاده کودکان و نوجوانان ازاین تکنولوژی بگویید. کشورهای توسعه‌یافته با این موضوع چگونه مواجه شده‌اند و چه تجربه‌ای برای ما وجود دارد؟ -بزرگ‌ترین خلاء ما در ایران، فقدان یک قانون جامع برای صیانت از داده‌های شخصی و نبود رژیم حقوقی ویژه برای رده‌های سنی پایین است. سیاست‌گذاران ما هنوز درگیر مدل‌های سنتی مسدودسازی هستند؛ در حالی که این فناوری ماهیتی زاینده و فراگیر دارد و فیلترینگ درباره آن کارساز نیست. در کشورهای پیشرو، رویکرد به‌جای انفعال، قانون‌گذاری پیشدستانه و ریسک‌محور است. برای نمونه، اتحادیه اروپا در مصوبه جامع خود، هرگونه سوءاستفاده الگوریتمی از آسیب‌پذیری‌های سنی یا دستکاری روان‌شناختی کودکان را در بالاترین رده مخاطره قرار داده و متخلفان را با جریمه‌های سنگین مهار می‌کند. همچنین قانون حفاظت از حریم خصوصی آنلاین کودکان در آمریکا، هرگونه بهره‌برداری تجاری از اطلاعات زیر سن‌قانونی را بدون رضایت صریح و تأییدشده والدین ممنوع کرده است. تجربه جهانی به ‌ما می‌گوید که حاکمیت باید شرکت‌های فناوری را وادار به‌ارائه نسخه‌های امن کودکان کند؛ یعنی حذف الگوهای ترغیبی اعتیادآور، قطع پردازش داده‌ها برای آموزش مدل‌ها و تعیین سقف زمان تعامل روزانه. در ایران باید از رویکرد سلبی فاصله بگیریم و به ‌سمت مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌ها، تدوین استانداردهای ملی اخلاق فناوری برای مدارس و ارتقای سواد حقوقی خانواده‌ها حرکت کنیم تا نه کودکان آسیب ببینند و نه جامعه از این تحول بزرگ جا بماند. اگر قرار باشد یک توصیه مشخص به ‌خانواده‌ها و دانش‌آموزان داشته باشید، چه می‌گویید؟ از هوش‌مصنوعی بیشتر استفاده کنند، کمتر استفاده کنند یا شیوه استفاده‌ را تغییر دهند؟ -توصیه مشخص و بنیادین من، تغییر ریشه‌ای در شیوه استفاده است؛ ما نیازمند دگرگونی کیفیت تعامل هستیم، نه سنجش میزان ساعت و کمیت. به دانش‌آموزان می‌گویم از این فناوری نه به‌عنوان یک پاسخ‌دهنده نهایی و ماشین حل تمرین، بلکه به‌عنوان یک مربی مناظره و شبیه‌ساز چالش‌های ذهنی بهره بگیرید. از سیستم نخواهید که به‌ جای شما بنویسد، بلکه از او بخواهید استدلال‌های شما را نقد کند، خطاهای منطقی دیدگاه‌هایتان را نشان دهد و مفاهیم پیچیده را با مثال‌های متنوع به زبان‌های مختلف بازگو کند. این ابزار باید مغز شما را به‌کار بیندازد، نه این که زحمت اندیشیدن را از دوش شما بردارد. به‌ والدین و خانواده‌ها نیز اکیدا توصیه می‌کنم به‌جای نقش پلیس محدودکننده یا ناظر بی‌تفاوت، به‌همراهان فعال فرزندان در این فضا تبدیل شوند. فناوری را به اتاقی تاریک و انفرادی برای کودک بدل نکنند و اجازه دهند کار با این ابزارها پروژه‌ای مشترک در فضای جمعی خانه باشد.


📡منبـع خبـر: www.ettelaat.com

اطلاعات آنلاین

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/BqnhHi



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار