در دنیای امروز، هزینههای درمانی به یکی از بزرگترین چالشهای اقتصادی خانوادهها تبدیل شده است. پل مارکوویچ در یادداشت اخیر خود در مارکتواچ، با طرح این پرسش کلیدی که «چرا قیمت داروهای تجویزی باید از اقساط وام مسکن بیشتر باشد؟»، به کالبدشکافی سیستم معیوب قیمتگذاری در صنعت داروسازی پرداخته است.
نویسنده معتقد است که ما هرگز نخواهیم توانست دارو را به کالایی مقرونبهصرفه تبدیل کنیم، مگر آنکه سازوکار تعیین قیمت دارو تغییر کند. در حال حاضر، این فرآیند به طور کامل در انحصار شرکتهایی است که خود تولیدکننده دارو هستند. این انحصار باعث شده است که منطق ریاضی حاکم بر قیمتگذاری، نه بر اساس نیاز بیمار یا ارزش واقعی درمانی، بلکه بر اساس حداکثرسازی سود شرکتها تنظیم شود.
بحران در مدل قیمتگذاری
مارکوویچ استدلال میکند که وقتی شرکتهای داروسازی قدرت مطلق در تعیین قیمت محصولات خود را دارند، انگیزهای برای کاهش هزینهها یا تطبیق قیمت با توان مالی جامعه وجود نخواهد داشت. این «ریاضیات شکسته» که صنعت دارو بر پایه آن بنا شده، منجر به وضعیتی شده است که در آن بیماران برای دسترسی به داروهای حیاتی خود با فشارهای مالی کمرشکنی مواجه میشوند.
نقش شرکتهای داروسازی
در این گزارش آمده است که تعیین قیمت دارو بر اساس «ارزش» آن، مفهومی است که توسط خود شرکتهای داروسازی تعریف میشود. این تعریف خودساخته، به آنها اجازه میدهد قیمتهایی را تعیین کنند که هیچ تناسبی با هزینههای تولید یا قدرت خرید مصرفکننده ندارد. این رویکرد نه تنها ناعادلانه است، بلکه سلامت عمومی را نیز به خطر میاندازد.
- عدم شفافیت در قیمتگذاری: فقدان نظارت کافی بر نحوه قیمتگذاری داروهای جدید.
- فشار بر بیماران: افزایش هزینههای دارویی که منجر به ناتوانی در پرداخت اقساط مسکن و سایر هزینههای زندگی شده است.
- نیاز به اصلاحات ساختاری: ضرورت ورود نهادهای نظارتی برای تغییر در نحوه تعیین ارزش و قیمت دارو.
در نهایت، این تحلیل تأکید میکند که برای خروج از این بحران، باید مدلهای جدیدی برای قیمتگذاری دارو طراحی شود که در آن منافع بیماران و جامعه در اولویت قرار گیرد، نه صرفاً حاشیه سود شرکتهای بزرگ دارویی. بدون ایجاد تغییرات اساسی در این ساختار، شکاف میان قیمت دارو و توان مالی مردم روز به روز عمیقتر خواهد شد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: