به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، سالهاست که این ژانر پرطرفدار در انحصار زنان شناخته شده و دنیای نشر نیز با همین فرض به بازاریابی کتابها میپردازد. آمارها نیز گواه این ماجراست؛ برای نمونه، در انتشارات معروف «میلز اند بون»، مردان تنها ۴ درصد از کل فروش را به خود اختصاص دادهاند و در انجمن رماننویسان عاشقانه بریتانیا نیز سهم مردان کمتر از ۲ درصد است. اما در پشت این پرده سنتی، واقعیت دیگری در جریان است؛ دنیایی موازی و پنهان از مردان که با اشتهایی سیریناپذیر کتابهای عاشقانه میخوانند و حتی خودشان دست به قلم میبرند. چرا که بسیاری از این مردان ترجیح میدهند اشتیاق خود را در سایه نگه دارند. ترس از تمسخر، قضاوتهای نادرست و برچسبهای اشتباه باعث شده است تا انجمنهای آنلاین ناشناخته، به پناهگاه امن آنها تبدیل شود. در سرورهای دیسکورد و فرومهای ردیت نظیر کانال «رمانس برای مردان»(RFM)، هزاران مرد دور هم جمع میشوند تا درباره کتابهای مورد علاقهشان تبادل نظر کنند.
بر خلاف رمانسهای سنتی که معمولاً در آنها زنانی آسیبپذیر چشمانتظار نجات توسط قهرمانی مرد هستند، در ژانر RFM الگوها غالباً معکوس میشوند. مردان این جوامع، شیفته داستانهایی با حضور زنان قدرتمند، مرعوبکننده یا جنگجو هستند؛ زنانی که کنترل اوضاع را در دست دارند. برای بسیاری از این خوانندگان، چنین روایاتی حس امنیت و پذیرشی را به ارمغان میآورد که در کلیشههای سنتی مردانگی سرسخت جایی برای آن وجود ندارد.
داستان ورود مردان به دنیای رمانس بسیار متنوع و جالب توجه است. برای نمونه، «پل» جوانی ۲۸ ساله و کمبینا که در بخش تأسیسات مدرسه کار میکند، پس از یک روز سخت کاری به خواندن فانتزیهای عاشقانه پناه میبرد. آشنایی او با این فضا از بازیهای ویدیویی نقشآفرینی آغاز شد؛ جایی که میتوانست با شخصیتهای همراه رابطه عاطفی بسازد. او که از درگیریهای واقعی زندگی بیزار است، در رمانهای عاشقانه و به ویژه آثار مردانهای که زنان قدرتمند محور آن هستند، راهی برای پذیرش روحیات آرام خود یافته است.
در همین حال، «اندرو» ۳۱ ساله و فعال در حوزه فناوری، از خواندن آثار تکراری با دیالوگهای کلیشهای مردانه خسته شده بود. او سه سال پیش تصمیم گرفت بهطور تصادفی کتابی از یک نویسنده زن (رمان «بال چهارم») را امتحان کند و از دیدن دنیا از زاویه دید یک قهرمان زن شگفتزده شد. او اکنون نه تنها به چنین آثار معتاد شده، بلکه همسر و دوستانش را نیز وارد این جرگه کرده است. با این حال، او اعتراف میکند که هنوز هم از خرید فیزیکی کتابهایی که محتوای صریح عاشقانه دارند در اماکن عمومی شرمنده است و ترجیح میدهد آنها را روی صفحه نمایش تلفن همراهش بخواند.
نویسندگان مرد این ژانر نیز با چالشهای خاص خود روبهرو هستند. «علی»، بانکدار ۵۴ سالهای که اکنون رمانهای تاریخی عاشقانه مینویسد، آثار خود را با نام مستعاری با جنسیتی خنثی منتشر میکند تا از قضاوتهای پیشداورانه مخاطبان جلوگیری کند. با این حال او معتقد است که فرمولهای ژانر عاشقانه، اگر به درستی اجرا شوند، شاهکارهای احساسی عمیقی خلق میکنند که به اندازه آثار شکسپیر ارزشمندند.
از سوی دیگر، نویسندگانی مانند «مایک گیل» که جوایز معروفی را در ادبیات عاشقانه کسب کردهاند، نگاهی فراتر از هیجانات زودگذر دارند. او بر این باور است که ارزش واقعی رمانس در نمایش چگونگی با هم ماندن و ساختن رابطه پس از بحرانها نهفته است، نه صرفاً در هیجان اولیه به هم رسیدن.
شاید جالبترین نکته در میان این مردان، نگاه عمیقتری باشد که به زندگی دارند. «جانی راجرز»، تحلیلگر مالی ۳۳ سالهای که امسال دههها کتاب خوانده و خود نیز رمان عاشقانه نوشته است، نگاهی الهامبخش دارد. او بر خلاف تصور رایج که فکر میکند خواندن رمانس پاسخی به کمبودهای عاطفی است، میگوید: «زندگی من آنقدر پر از عشق بوده است که به سمت این کتابها کشیده میشوم.»
در نهایت، حضور رو به رشد مردان در دنیای رمانس نشان میدهد که نیاز به عشق، پذیرش، وابستگی عاطفی و درک متقابل مرز نمیشناسد. این جریان آرام اما عمیق، در حال شکستن حصارهای خشک مردانه است و ثابت میکند که احساسات ژرف، نهتنها نقطه ضعف نیستند، بلکه والاترین تجلی انسانیتاند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: