عصر ایران؛ مهدی مالمیر- شاید برای برخی خوانندگان این یادداشت، این شُبهه قوت بگیرد که نقدِ حرف های یک سلبریتی در برنامهای تقریبا پُرتماشاگر آن هم در این وانفسای مشکلات زندگی که از در و دیوار زندگی هامان بالا می رود، نقدی نالازم و از رویِ شکم سیری و دلِ خوش باشد اما، نگارنده این سطور نه شکم سیر است و نه خوشدل! نقد سخنان یک بازیگر معروف که مخاطب اش دست کم در فضای مجازی کم نیست، بسیار ضروری است و می تواند جزوی از نقدِ فرهنگ عامه به حساب آید.
آقای محمد رضا گلزار آدم شناخته شده ای است، نمی نویسم هنرمندِ شناخته شده چرا که در این چند سال اخیر، بیش از آنکه به خاطر تلاش های هنری اش بر سر زبان ها باشد، به سبب زندگی پر زرق و برق و خودروهای آنچنانی و کیف و کفش مارکدارِ چند صد میلیونی و گهگاه میلیاردی نقل محفل جوان ها شده است.
ایشان در تازه ترین مصاحبه شان گفته اند که: خوب نیست هنرمند با پایِ پیاده گز کند و حتما باید خودرو داشته باشد و به سر و وضع اش برسد و... ( نقل به مضمون )
میشود یک دوجین بازیگر سینما ردیف کرد که نه تا به حال کسی آنها را با خودرو آنچنانی دیده و نه اساسا با چیزی غیر از هنرشان به یادآورده می شوند.
دوستی در صفحه شخصی اش نوشته بود: تا به حال گمان می بردیم که هنرمند را با هنرش می شناسند، اما امروزه گویا هنرمند را باید در پارکینگ ها و خیابان ها و پشت چراغ قرمز و در خودروهای فوق لوکس تشخیص داد و حتما هم به جایِ تندیس طلایی باید در انتظار سوئیچ طلایی و کلاج و دنده ی نقره ای در جشنوارههای هنری باشیم!
جناب گلزار این نکته را به بوته فراموشی سپرده اند که اگر نام و نشانی در میان مردم و به ویژه جوان ها دارند، اگر طرفِ سلام و علیک مردم در کوچه و بازار قرار می گیرند، به دلیل فعالیت چند ساله شان در عرصه سینما است نه حوزه بیزنس و سبک زندگی!
اگر قرار بر مرور کارنامه زندگی حرفهای و ارزیابی میزان موفقیت در زندگی باشد، ضروری است ملاک های دیگری مثل برنده شدن جوایز هنری، نقش آفرینیهای ماندگار و نظایر اینها پس از دو دهه فعالیت هنری هم گوشۀِ ذهن مان باشد.
نکته دیگر اما به طرز پرسش مجری برنامه باز می گردد. برای ما دهه شصتی ها پرسش هایی نظیر اینکه: ماشین زیر پایت چیست؟ چه قدر درآمد داری؟ خانه داری یا نه؟ پرسش های مخصوص به مجلس خواستگاری بود که پدر عروس یا مادر محترمه از خواستگار مربوطه می پرسیدند و در سایر موقعیت ها پرسیدن این سوال ها اگر نه بی ادبی و بلفضولی، که شگفتیآور بود .
امروزه روز، خیلی راه اغراق نپیمودیم اگر بگوییم بیشتر برنامه هایی که بر بنیاد گفتوشنود تولید می شود، شبیه به مجلس خواستگاری شده است!
توضیح اینکه: ورزشکار دعوت میکنند و اولین سوال شان پس از چاق سلامتی و احوالپرسی های معمول، مدل ماشین ورزشکار است. از بازیگر سینما می پرسند چه قدر پول در بانک داری؟ آیا خانه داری؟ یکی از این مجری های تازه به عرصه رسیده در این ورطه یک گام فراتر برداشته و نگارنده این خطوط با گوش های خودش شنید که از منطقه زندگی مهمان برنامه هم سوال می کرد که مثلا منطقه چندِ تهران می نشینی؟!
دنیای هنر مملو از نکته ها و ریز بینی ها است. می شود به جای این سوالات، از هنر گفت و از هنر شنید. می شود قدرت طنز را بالا برد و بر مبلغ طنازی افزود و تماشاگر را به طنزی خوش مهمان کرد. اما به نظر نمی رسد که برخی اجراکنندگان برنامه ها زحمت خواندن و کنکاش در عرصه هنر را بر خود هموار سازند و همیشه از دمِ دستی ترین پرسش ها در برهنه ترین شکل بهره می برند!
اما جایِ یک تاسف بزرگ که همچون دندان کرم خورده ای در آرواره ی جامعه ما به شدت دردناک شده است، باقی است: در شرایطی که سطح زندگی مادی و روحی مردم هر روز با بالا رفتن سرگیجه آور قیمت های خوراک و دارو و.. افت چشم گیر پیدا میکند، به راستی خیلی دلِ خوش، بی ملاحظگی و شکم سیری میخواهد که در برنامه ای دغدغه مجری، کشف مدل ماشین فلان بازیگر یا مسائلی از این دست باشد. خیلی بی ملاحظگی میخواهد که بازیگری به جای شام و نهارِ کارنامه هنری اش، بیشتر با آفتابه لگنِ سبک زندگی لاکچری اش ورد زبان ها شود و در میان خلایق شناخته شود.
هنرمند نه پشت فرمان خودروی گران قیمتش و نه در خانه ی اعیانی اش هنرمند به شمار می آید. او در این شرایط دستِ بالا شهروندی است که از زندگی آسوده ای به یُمن و لطف هنرش برخوردار شده است. بیشتر بازیگرانی که از زندگی های اشرافی برخوردارند، ابتدا در صحنه هنر خودی نشان داده اند و یک تنه فضای هنری کشورشان را دگرگون کرده اند و از قبال آن به نان و نوایی رسیده اند.
در کشور ما گویا برخی وارونه می اندیشند: اگر کوشنده عرصه هنر سوار رولز رویس باشد، اگر خانهای همچون کاخ داشته باشد، حتما هنرش هم دیدنی و سخنانش هم شنیدنی است! انصاف که عقل سلیم، پایِ چنین استدلالی را چوبین میداند.
[عصر ایران: البته نقد اصلی این یادداشت متوجه نوع سؤالات است و نه پاسخ های آقا رضای گلزار که انضافا متین تر از دیگران حاضر شد ولی مصاحبه کننده می توانست مسیر دیگری پیش روی او بگذارد و این کار را نکرد].
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: