وی تصریح کرد: دراینبین مراکزی چون سیمافیلم، سیمرغ، ادارهکل تأمین برنامه و بخشهای تولیدی استانها عناصر قرارگاه تولید شدند و هرکدام بخشی از کار را برعهده گرفتند. لذا عملکرد مرکز سیمرغ باید از حیث یک مرکز تولیدی و متناسب با بودجه و اختیارات بررسی شود، نه در یک هدف کلان که در حال حاضر دهها مجموعه آن را پیش میبرند.
بهمنآبادی درخصوص احیای تلهتئاتر بهعنوان یکی از مأموریتهای کلیدی سیمرغ نیز بیان کرد: تلهتئاتر قالبی فاخر و ریشهدار است که سالها از جدول پخش تلویزیون دور مانده بود. ما احیای این قالب را با ضبط و تولید آثاری جدی مانند «آهسته با گل سرخ»، «چنور» و «گوهر» آغاز کردیم. هدف ما ایجاد پیوند مجدد میان صحنه نمایش و قاب تلویزیون است، بهگونهای که هم از توان پیشکسوتان و متنهای معتبر تئاتری بهره بگیریم و هم ساختار اجرا برای بیننده رسانه ملی جذاب و روان باشد. این آثار نقطه آغاز بازگشت تلهتئاتر بودهاند و مسیر بهرهگیری از ظرفیتهای متنی و اجرایی حوزه نمایش، بهصورت کیفی و سنجیده در دست پیگیری است.
قائممقام مرکز سیمرغ درباره فراهم کردن بستر امن برای خلق سیتکامها نیز عنوان کرد: تولید کمدی موقعیت و ساختارهای استودیویی، نیازمند چابکی و درعینحال اطمینان خاطر گروه سازنده است. در سیتکام، بیش از هر چیز، قدرت فیلمنامه، تیپسازیهای دقیق و موقعیتهای دراماتیک است که مخاطب را نگه میدارد. بستر امن یعنی سازنده بتواند روی متنی استاندارد کار کند، شخصیتپردازیها را صیقل دهد و نگران تغییرات ناگهانی و قضاوتهای شتابزده نباشد.
وی تأکید کرد: تلاش ما این بوده که چرخه تولید را ازنظر اقتصادی بهصرفه و از حیث فرمی منسجم نگه داریم. تولید آثاری چون «آقای قاضی» با بهرهگیری از تکلوکیشن دادگاه و درام اپیزودیک منسجم، طنز اجتماعی موقعیتمحور مانند «با عرض معذرت» و تجربه در گونههای ساختارمند و کنترلشدهای نظیر «کلانتری ۱۱»، مصادیقی از این مسیر هستند. این تولیدات به ما کمک کردهاند که فرمهای متنوع با لوکیشنهای محدود را بیازماییم، هزینههای سربار را کنترل کنیم و رابطهای صمیمیتر میان مخاطب و مسائل روز برقرار کنیم.
بهمنآبادی درباره بهرهمندی از ظرفیت فارغالتحصیلان تئاتر گفت: تئاتر خاستگاه اصلی بازیگری، متن و تحلیل شخصیت است و رسانه ملی بدون بهرهگیری از این سرمایههای دانشی و تجربی به تکرار میافتد. نگاه ما در مرکز سیمرغ این است که ظرفیت دانشآموختگان و فعالان حوزه تئاتر را در سه رکن نویسندگی و بازنویسی متنها، هدایت بازیگری و مهمتر از همه معرفی چهرههای بازیگری جدید به تلویزیون به کار بگیریم.
وی افزود: بهترین مصداق این رویکرد، سریال «آقای قاضی» در فواصل مختلف است که در آن، بیش از ۶۰۰ چهرهی جدید و بازیگر تئاتری که عمده آنها برای نخستینبار مقابل دوربین تلویزیون قرار میگرفتند، نقشآفرینی کردند و تسلط فنی خود را نشان دادند. همچنین در کارهایی مانند «با عرض معذرت» نیز دهها هنرمند و بازیگر توانمند صحنه در موقعیتهای نمایشی حاضر شدند. احیای تلهتئاتر و همکاری با کارگردانان نامآشنای صحنه نیز زمینه را باز کرده تا نسل جدید در کنار بزرگان تئاتر کسب تجربه کنند و از دانشگاه و صحنه، مستقیماً وارد تولیدات قاب تصویر شوند.
بهمنآبادی درباره خانه تولیدات جوان و مصادیق حمایت از جوانان نیز اظهار کرد: رسالت اصلی خانه تولیدات جوان این است که استعدادهای خلاق و پرانرژی، در مرحله طرح و علاقه متوقف نمانند و وارد میدان واقعی ساخت و تجربه شوند. ما تلاش کردهایم ترکیب گروههای تولیدی را به سمتی ببریم که بیشترین سهم را جوانان کاراول و کمتجربه تشکیل دهند و نیروهای باتجربهتر نقش هدایتگر، ناظر و راهنما را بر عهده بگیرند.
وی اضافه کرد: این حمایتها نهفقط در تئوری، بلکه در صحنه تولید به بار نشسته است. در حوزه درام و آثار داستانی، آثاری چون «دروتخته»، «مادران»، «دستچین»، «صدای قلب من» و مجموعههایی که مسائل هویتی و اجتماعی را مدنظر داشتند، با کارگردانی و نویسندگی مستقیم همین جوانان ساخته شد. این نیروها در تولید مستندهایی متنوع و اثرگذار نیز فعال بودهاند.
قائممقام مرکز سیمرغ ادامه داد: نکته مهمتر اینکه در سالهای اخیر که کشور درگیر حوادث و جنگهای رسانهای مختلف بود، همین جوانان مؤمن انقلابی با تشکیل قرارگاههای جهادی در چندین استان، داوطلبانه پایکار رسانه ملی آمدند و روزانه با تولیدات متنوع خود به پوشش رسانهای کشور کمک کردند. فرایند ما بهگونهای طراحی شده که نیروهای مستعد پس از ساخت نخستین کار، رها نشوند و با قرار گرفتن در مسیر رشد حرفهای، به سطوح بالاتر تولید رسانه ارتقا پیدا کنند.
وی در ارتباط با مرز سرگرمی محض و پیام رسانهای در تولیدات مرکز و دوری از تقلید زرد و سطحینگری از انواع قالبهای برنامهسازی در سیمرغ گفت: ما سرگرمی را ابزاری برای فریب یا کشاندن مخاطب به حواشی نمیدانیم، بلکه جذابیت، زبان گفتوگو با بیننده است. اگر برنامهای جذاب نباشد، بهترین پیامها هم دیده نمیشوند و اگر صرفاً سرگرمی توخالی باشد، بعد از تماشا اثری در زیست فرد باقی نمیگذارد. بنابراین پیام در تولیدات مرکز، نباید حالت شعاری یا پیوستی داشته باشد، بلکه باید در بطن قصه و منطق مسابقه تنیده شود.
بهمنآبادی یادآوری کرد: برنامههایی مثل «چالش مسابقه خانه»، «نامیرا»، «خونهمونه»، «هموطنز» و «قندپهلو» مصادیقی از آثار هنرمندانه با محتوای مناسباند و در تاکشوها و مسابقات، مرز ما با سطحینگری و تکیهبر سلبریتیزدگی بیمبنا مشخص است و تکیهبر قصهها و شخصیتهای واقعی جامعه و تعمیق نگاه مخاطب در خلال لحظات مفرح را مدنظر داریم.
وی در خصوص سازوکار مرکز برای کشف استعدادهای سراسر کشور و جلوگیری از انحصار فرصتها نیز توضیح داد: عدالت رسانهای و تمرکززدایی تنها با حرف زدن از ظرفیت استانها حاصل نمیشود. باید سازوکارهای شفافی برای ورود نیروهای همه شهرها و روستاها تعریف کرد تا چرخه تولید در دست چند حلقه و نام محدود نماند. مرکز سیمرغ ازطریق خانه تولیدات جوان و فراخوانهای عمومی این مسیر را عملیاتی کرده است. یکی از شفافترین نمونهها، سریال اپیزودیک «جایی برای همه»، سریال «دستچین» و سریال «دم زندگی» بود که تولید آن به کارگردانان جوان در استانها سپرده شد تا روایتی صادقانه و بومی از اقصینقاط میهن خلق کنند. از سال ۱۴۰۳ تا به امروز فقط در حوزه نمایشی کارگردانان جوان از کل کشور ۱۳ سریال و مینیسریال تولید کردهاند که این میزان اعتماد در رسانه ملی نسبت به دورههای گذشته بیسابقه بوده است.
قائممقام مرکز سیمرغ افزود: درزمینه کشف ایده و نویسندگی، رویداد فیلمنامهنویسی «آرمان» با فراخوان عمومی و بدون محدودیت جغرافیایی برگزار شد که در آن صدها طرح و متن از سراسر کشور مورد غربالگری و ارزیابی تخصصی قرار گرفت و آثار منتخب وارد چرخه تولید شدند. همچنین در عرصه اجرا، طرح استعدادیابی «صنوبر» با سازوکاری کاملاً روشن و طی مراحل فراخوان، غربالگری، مصاحبههای تخصصی و داوری چهرههای نامآشنا پیش رفت تا چهرههای دانشگاهی و نوظهور اجرا از سراسر کشور شناسایی و به شبکهها معرفی شوند. ردیابی این مسیرها و ثبت خروجیهای واقعی آنها بهترین گواه برای عبور از انحصارگرایی و باز کردن درها به روی فرزندان سراسر ایران است.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: