این وضعیت ممکن است آنقدر به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود که فرد تصور کند «من همیشه همینطور بودهام». در حالی که نگرانی مداوم، بیقراری، اختلال خواب و برخی نشانههای جسمی میتوانند از علائم یک مشکل اضطرابی باشند. سازمان جهانی بهداشت نیز اضطراب شدید و بیش از حد همراه با تنش جسمی را از ویژگیهای مهم اختلالات اضطرابی میداند.
نگرانی بخشی طبیعی از زندگی است. نگرانی درباره وضعیت مالی، سلامت، خانواده یا آینده بهتنهایی به معنای داشتن اختلال اضطرابی نیست.
مشکل زمانی جدیتر میشود که نگرانیشدید، مکرر و کنترل آن دشوارباشد و روی خواب، تمرکز، روابط یا عملکرد روزانه فرد تأثیر بگذارد. برای نمونه، در اختلال اضطراب فراگیر یا GAD نگرانی بیش از حد درباره موضوعات مختلف در بیشتر روزها و برای حداقل ۶ ماه از معیارهای مهم تشخیصی است؛ البته تشخیص آن باید توسط متخصص انجام شود.
همه نشانههای اضطراب به شکل حمله پانیک یا ترس شدید ظاهر نمیشوند. گاهی علائم بسیار معمولی به نظر میرسند.
یک گفتوگوی ساده، جلسه کاری یا حتی یک خرید معمولی ممکن است ساعتها ذهن فرد را درگیر کند. سناریوهای مختلف بارها در ذهن مرور میشوند و معمولاً تمرکز روی اتفاقات منفی است.
ممکن است هیچ خطر مشخصی وجود نداشته باشد، اما ذهن دائماً در حالت آمادهباش باشد؛ انگار قرار است هر لحظه مشکلی پیش بیاید.
این احساس مداوم «روی لبه بودن» یکی از نشانههایی است که در اختلالات اضطرابی دیده میشود.
اضطراب فقط ذهن را خسته نمیکند. وقتی بدن برای مدت طولانی در حالت تنش قرار دارد، فرد ممکن است حتی پس از استراحت نیز احساس خستگی کند.
به همین دلیل خستگی مداوم در کنار نگرانی و بیقراری موضوعی است که نباید همیشه به کمبود خواب یا فشار کاری نسبت داده شود.
گاهی فرد ساعتها در تخت میماند اما ذهنش خاموش نمیشود. مرور اتفاقات روز، نگرانی درباره فردا یا بیدار شدن مکرر در طول شب میتواند با اضطراب ارتباط داشته باشد.
اختلال خواب و احساس خستگی از علائم شناختهشده مشکلات اضطرابی هستند.
اضطراب همیشه خودش را با فکر و احساس نشان نمیدهد. سردرد، گرفتگی گردن و شانه، دردهای عضلانی و حتی بعضی ناراحتیهای گوارشی ممکن است همراه اضطراب دیده شوند.
البته این علائم دلایل جسمی متعددی هم دارند؛ بنابراین نباید هر درد یا ناراحتی جسمی را خودسرانه به اضطراب نسبت داد.
فرد مضطرب الزاماً همیشه ترسیده یا نگران به نظر نمیرسد. گاهی اضطراب خودش را با بیحوصلگی، حساس شدن به اتفاقات کوچک و عصبانیت سریع نشان میدهد.
اگر مدتی است تحملتان نسبت به اتفاقات روزمره به شکل محسوسی کمتر شده، بهتر است علت آن را بررسی کنید.
وقتی بخش زیادی از ذهن درگیر نگرانی است، تمرکز روی کار، مطالعه یا حتی یک مکالمه ساده دشوارتر میشود.
مشکل در تمرکز نیز در کنار بیقراری و نگرانی مداوم میتواند یکی از علائم اضطراب باشد.

معمولاً نمیتوان اضطراب طولانیمدت را به یک علت واحد نسبت داد. عوامل ژنتیکی و زیستی، تجربههای زندگی، محیط، فشارهای اجتماعی و اتفاقات پراسترس میتوانند در شکلگیری یا تشدید اختلالات اضطرابی نقش داشته باشند.
فشارهای مالی، مشکلات خانوادگی، نگرانی درباره سلامت، ناامنی شغلی، دریافت مداوم اخبار منفی و نداشتن فرصت کافی برای استراحت نیز میتوانند احساس اضطراب را تشدید کنند.
اولین قدم این است که اضطراب را نادیده نگیریم. شناسایی موقعیتها و افکاری که نگرانی را بیشتر میکنند میتواند به مدیریت بهتر آن کمک کند؛ موضوعی که در توصیههای منتشرشده درباره مدیریت اضطراب نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
تنظیم ساعت خواب، فعالیت بدنی منظم، کاهش مصرف بیش از حد کافئین، محدود کردن دنبال کردن مداوم اخبار و اختصاص زمانی مشخص برای استراحت میتواند برای برخی افراد مفید باشد.
با این حال، اگر اضطراب مدت زیادی ادامه پیدا کرده یا روی زندگی روزمره تأثیر گذاشته است، مراجعه به روانشناس یا یککلینیک روانشناسیمیتواند به شناسایی علت و انتخاب روش درمانی مناسب کمک کند.
اگر نگرانی و اضطراب باعث شده خواب، شغل، تحصیل یا روابطتان مختل شود، از موقعیتهای معمولی دوری کنید یا احساس کنید دیگر قادر به کنترل نگرانیها نیستید، بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود.
برای اختلالات اضطرابی روشهای درمانی مؤثری وجود دارد و بسته به شرایط فرد ممکن است رواندرمانی، دارودرمانی یا ترکیبی از روشها مورد استفاده قرار گیرد.
همیشه مضطرب بودن لزوماً به معنای داشتن یک اختلال روانی نیست، اما اضطرابی که هفتهها و ماهها ادامه پیدا میکند و آرامش، خواب یا عملکرد روزانه را تحت تأثیر قرار میدهد، موضوعی نیست که صرفاً با جملههایی مانند «زیاد فکر نکن» یا «خودت را آرام کن» کنار گذاشته شود.
گاهی عادت کردن به اضطراب باعث میشود متوجه میزان فشاری که تحمل میکنیم نشویم. شناخت علائم و کمک گرفتن در زمان مناسب میتواند اولین قدم برای بازگشت به یک زندگی آرامتر باشد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: