توان شنیدن خبر ناخوشایند، عنصر قدرت حکومت
خطرناکترین دشمنِ یک کشور، گاهی «خبرهای خوب» است!تصور کنید فرمانده کشتی بزرگی هستید که در میانه اقیانوس گرفتار طوفان شده است.افسر اول گزارش میدهد: «همهچیز تحت کنترل است!»افسر دوم میگوید: « عالی کار میکنند!»افسر سوم هم با لبخند اطمینان میدهد: «جای هیچ نگرانی نیست!»اما در طبقه پایین، آب آرامآرام وارد کشتی شده است.
نه افسران الزاماً دروغ میگویند و نه فرمانده لزوماً بیکفایت است. شاید هرکس فقط بخشی از واقعیت را دیده باشد؛ شاید هم ساختار گزارشدهی چنان شکل گرفته که خبرهای ناخوشایند در مسیر رسیدن به فرمانده، کمرنگ و بیاهمیت میشوند.و این، یکی از خطرناکترین بیماریهای حکمرانی است: خوشخبریِ سازمانیافته!
در سیاست، همیشه مشکل این نیست که تصمیمگیران اطلاعات ندارند. گاهی اطلاعات فراوان دارند، اما آنچه به دستشان میرسد، تصویری گزینششده از واقعیت است.مدیر میانی نمیخواهد گزارش شکست بدهد. کارشناس نگران است هشدارش بدبینی تلقی شود. مسئول بالادستی نیز ممکن است از میان چند روایت، به گزارشی توجه بیشتری نشان دهد که با انتظارهای قبلی او سازگارتر است.نتیجه چیست؟واقعیت، پیش از آنکه به اتاق تصمیمگیری برسد، چند بار آرایش میشود!در ادبیات مدیریت، این مسئله با پدیدههایی مانند پالایش اطلاعات و سکوت سازمانی ارتباط دارد. هرچه هزینه بیان واقعیتهای ناخوشایند بیشتر شود، احتمال اینکه تصمیمگیران تصویر ناقصی از مشکلات دریافت کنند افزایش مییابد.اما مسئله در سطح امنیت ملی بسیار جدیتر است. کشوری ممکن است از نظر تجهیزات دفاعی قدرتمند باشد، اما اگر نتواند ضعفهای خود را بهموقع شناسایی کند، بخشی از این قدرت در لحظه بحران کارایی لازم را نخواهد داشت.ممکن است شاخصهای اقتصادی امیدوارکنندهای گزارش شوند، درحالیکه مشکلات معیشتیِ گروههایی از مردم بهدرستی در تصمیمگیری بازتاب نیافته باشد.یا ممکن است یک موفقیت عملیاتی، چنان فضای تصمیمگیری را تحت تأثیر قرار دهد که هزینههای بلندمدت آن کمتر بررسی شود.اینجا یک قاعده راهبردی وجود دارد: قدرت، فقط توانِ اقدام نیست؛ توانِ شنیدنِ خبر ناخوشایند پیش از وقوع فاجعه نیز هست.برای همین، یک نظام تصمیمگیری سالم باید جایی برای منتقد متخصص، گزارش مستقل، ارزیابی مخالف و حتی طرح بدترین سناریوها داشته باشد.نه هر منتقدی درست میگوید و نه هر گزارش نگرانکنندهای واقعبینانه است. اما بدون امکان نقد و راستیآزمایی، تشخیص گزارش درست از نادرست دشوارتر میشود.یک فرمانده خردمند از افسرانش نمیخواهد همیشه خبر خوب بیاورند؛ میخواهد آنچه را واقعاً میدانند، دقیق و بهموقع گزارش کنند.و شاید مهمترین پرسش هر مدیر و سیاستگذار این باشد: «چه واقعیت مهمی وجود دارد که اطرافیانم از گفتنش به من میترسند؟»کشورها معمولاً فقط از آنچه نمیدانند آسیب نمیبینند؛ گاهی از چیزهایی آسیب میبینند که میتوانستند بدانند، اما سازوکار شنیدنش را نساختهاند.در حکمرانی، خبر بدِ بهموقع میتواند یک نعمت باشد؛ خبر خوبِ گمراهکننده، آغاز یک فاجعه.
بـرچـسب هـا:
اخبار مرتبط:
- ایران و ضعف برند ملی
- شهید لاریجانی بر ضرورت تدوین نظریهای برای عدالت اجتماعی تأکید داشت/ مشکل حکمرانی در کشور، فقدان یک مبنای فلسفی منسجم است
- سرافراز: حکمرانی صفر تا صد اینترنت در هیچ کشوری امکانپذیر نیست
- واکاوی مسائل حکمرانی ایران در پرتو جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه
- مخبر: رهبر انقلاب در اداره کشور و مسائل نظامی مسلط هستند
- تهران در رتبهبندی جهانی شهرها سقوط کرد/ رتبه ۴۵۹ در سال ۲۰۲۶
- چرا بنگاههای بزرگ ایران زیانده هستند؟ بررسی وضعیت ایرانخودرو، هپکو و دخانیات
- استارلینک و تقابل با حکمرانی اینترنت؛ نگاهی به یک سیاست شکستخورده
- سقوط ۳۱ پلهای تهران در رتبهبندی شهرهای جهانی
- رئیس سازمان بسیج: برای ایران قوی باید حکمرانی قدرتمند داشت
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: