امروزه دیگر هیچ استدلال عینی و منطقی برای برتری گیربکسهای دستی نسبت به گیربکسهای اتوماتیک وجود ندارد. گیربکسهای اتوماتیک، چه از نوع دوکلاچه باشند و چه از نوع سیارهای متداول، سریعتر، نرمتر، راحتتر و کارآمدتر از گیربکسهای قدیمی با الگوی H و پدال کلاچ هستند. با این حال، این بحث یک بحث عینی نیست، بلکه موضوعی احساسی است. بسیاری از علاقهمندان به خودرو، از جمله نویسنده، عاشق یک گیربکس دستی خوب هستند و از اینکه خودروهایی مانند مکلارن جدید McL 6GT دوباره این سنت را به شکلی جدی احیا کردهاند، بسیار خرسندند.
در گذشته، گیربکسهای اتوماتیک کند بودند و انرژی را با مبدلهای گشتاور هدر میدادند، در حالی که گیربکسهای دستیِ اتوماتیکشده نیز کند و پرشتاب بودند. اگرچه برخی هنوز اینگونه هستند، اما بسیاری از آنها اکنون با کارایی بالینی عمل میکنند. با این وجود، گیربکسهای اتوماتیک در بهترین حالت خستهکننده هستند. آنها کار خود را به آرامی و به سرعت انجام میدهند، اما حتی اگر حالت دستی پاسخگو و پدالهای پشت فرمان داشته باشند، راننده احساس نمیکند که بخش ضروری از معادله رانندگی است.
در نتیجه، هرگونه لذت رانندگی لزوماً از دور گرفتن موتور و فشار آوردن به شاسی حاصل میشود و سایر موارد تنها جابهجایی محسوب میشوند. اما افزودن یک گیربکس دستی خوب به این ترکیب، همه چیز را تغییر میدهد. البته «خوب» بودن گیربکس نکته مهمی است. اگر عملکرد گیربکس دقیق و مکانیکی باشد، با پدال کلاچی که کورس قابل پیشبینی و مدیریت دارد، گیربکس دستی بُعد جدیدی به رانندگی میبخشد.
مسیرهای مستقیم، جادههای خستهکننده و رانندگی در شهر به فرصتی برای تعامل با مکانیک خودرو و تقویت مهارتهای رانندگی تبدیل میشوند. هر خودروی دندهای سرعت و ریتم خاصی برای تعویض دنده دارد که در آن اهرم دنده بدون زحمت از یک دنده خارج و تقریباً به دنده بعدی مکیده میشود. یافتن این نقطه ممکن است زمان و توجه بطلبد، اما وقتی به آن دست مییابید، بسیار رضایتبخش است.
این موضوع در مورد هماهنگ کردن دور موتور هنگام معکوس کشیدن نیز صادق است. البته میتوانید به سادگی کلاچ را کمی رها کنید و با تکان وارد دنده پایینتر شوید، اما وقتی هنر «پاشنه-پنجه» (Heel-and-Toe) را برای هماهنگ کردن سرعت موتور و گیربکس جهت تعویض دنده بینقص یاد میگیرید، این بازی لذتبخشی است که میتوانید بارها و بارها آن را انجام دهید.
مکلارن این موضوع را درک کرده است. این شرکت در طراحی مدل ششسرعته جدید McL 6GT اعلام کرده که تلاش کرده است قویترین پیوند ممکن بین انسان و ماشین را ایجاد کند تا «نوعی از ارتباط رانندگی که به طور فزایندهای نادر است: ملموس، آنالوگ و عمیقاً مکانیکی» را ارائه دهد.
مکلارن میگوید: «هر تعویض دنده، حرکت دریچه گاز و ورودی فرمان به گونهای طراحی شده که عمدی، فیزیکی و پاداشدهنده باشد و راننده را به ماشین متصل کند. این شخصیت مکانیکی فراتر از پیشرانه است. فرمان هیدرولیک، کلیدهای ملموس و جزئیات مهندسی قابل مشاهده، همگی به حس خلوص درگیری راننده کمک میکنند.»
با ظهور خودروهای هیبریدی، الکتریکی و ممنوعیت موتورهای احتراقی، آینده گیربکسهای دستی مشخص است. نویسنده معتقد است ایدههایی مانند گیربکسهای شبیهسازیشده در فراری 12Cilindri Manuale، بیشتر شبیه به یک ترفند تبلیغاتی هستند. با این حال، گذار به خودروهای الکتریکی چندان نگرانکننده نیست، زیرا نداشتن گیربکس را به گیربکس اتوماتیک ترجیح میدهم، چرا که خودروهای برقی پاسخهای فوری دارند و خلوص مکانیکی آنها جذاب است.
در نهایت، داشتن یک خودروی الکتریکی در کنار خودرویی قدیمی با موتوری خاص و گیربکس دستی، ترکیبی ایدهآل است. به عنوان مثال، مدل بازسازیشده Frontline MGB که از گیربکس ششسرعته مزدا MX-5 بهره میبرد، یکی از بهترین تجربههای تعویض دنده دستی را ارائه میدهد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: