جمعه 27 شهریور 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

زمزمه‌های عاشقانه با لسان‌الغیب؛ نگاهی به غزل شورانگیز حافظ در تقابل با واعظان و مدعیان عشق

08:28 - 1405/05/08 فرهنگی
122کلمه 1 دقیقه
زمزمه‌های عاشقانه با لسان‌الغیب؛ نگاهی به غزل شورانگیز حافظ در تقابل با واعظان و مدعیان عشق
به گزارش عصر ایران
در این بخش از «امروز با حافظ»، به سراغ غزلی شورانگیز رفته‌ایم که در آن شاعر با زبانی رندانه، واعظان را به سکوت دعوت کرده و از آزادیِ اسیرانِ عشق در برابر بندهای دنیوی سخن می‌گوید. دعوتی به تأمل در مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه‌ی حافظ که همچنان پس از قرن‌ها، جان‌بخش است.

برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست
مرا فِتاد دل از ره، تو را چه اُفتادست؟


میان او که خدا آفریده است از هیچ
دقیقه‌ایست که هیچ آفریده نَگشادست


به کام تا نرساند مرا لبش، چون نای
نصیحتِ همه عالم به گوشِ من بادست


گدایِ کویِ تو از هشت خُلد، مستغنیست
اسیرِ عشقِ تو از هر دو عالم آزادست


اگر چه مستیِ عشقم خراب کرد ولی
اساسِ هستیِ من زان خراب، آبادست


دلا مَنال ز بیداد و جورِ یار که یار
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست


برو فَسانه مخوان و فُسون مدم حافظ
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست


📡منبـع خبـر: www.asriran.com

عصر ایران

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/lHJJx6



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار