زمزمههای عاشقانه با لسانالغیب؛ نگاهی به غزل شورانگیز حافظ در تقابل با واعظان و مدعیان عشق
به گزارش عصر ایران
در این بخش از «امروز با حافظ»، به سراغ غزلی شورانگیز رفتهایم که در آن شاعر با زبانی رندانه، واعظان را به سکوت دعوت کرده و از آزادیِ اسیرانِ عشق در برابر بندهای دنیوی سخن میگوید. دعوتی به تأمل در مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهی حافظ که همچنان پس از قرنها، جانبخش است.
برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست
مرا فِتاد دل از ره، تو را چه اُفتادست؟
میان او که خدا آفریده است از هیچ
دقیقهایست که هیچ آفریده نَگشادست
به کام تا نرساند مرا لبش، چون نای
نصیحتِ همه عالم به گوشِ من بادست
گدایِ کویِ تو از هشت خُلد، مستغنیست
اسیرِ عشقِ تو از هر دو عالم آزادست
اگر چه مستیِ عشقم خراب کرد ولی
اساسِ هستیِ من زان خراب، آبادست
دلا مَنال ز بیداد و جورِ یار که یار
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
برو فَسانه مخوان و فُسون مدم حافظ
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست
بـرچـسب هـا:
اخبار مرتبط:
- رونمایی از کاملترین دیوان صوتی حافظ در رادیو فرهنگ
- روایت رهبر شهید انقلاب از عارف حافظخوان در قنوت نماز شب
- بزرگداشت حافظ شیرازی با حضور چهرههای برجسته حافظپژوهی برگزار میشود
- آن کارسون برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶ شد
- زمزمهای با غزلهای حافظ: وقتی گل در بر و می در کف، سلطان جهان غلام میشود
- معجزه سینمایی کریستوفر نولان؛ اکران فیلم «اودیسه» رکورد تاریخی فروش کتابهای شعر در بریتانیا را شکست
- زمزمههای عاشقانه با حزین لاهیجی؛ مروری بر غزل ماندگار «ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد»
- زمزمهای با حافظ در خلوت تنهایی: یاد باد آن روزگاران که کاممان از تلخی غم رها بود
- انتقاد تند مترجم سرشناس «اودیسه» از فیلم کریستوفر نولان؛ وقتی ادبیات کلاسیک به سینمای مدرن میتازد
- درسهایی از پختگی و استقامت در کلام صائب تبریزی: چگونه در میان شعلههای حوادث روزگار، یاقوتوار ثابتقدم بمانیم؟
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: